X
تبلیغات
مزوش

سلام

 شعر ذیل سروده ای از میان اشعار ناصرالدین شاه قاجاراست که در وصف سرور آزادگان عالم حضرت  امام حسین علیه السلام می باشد ...

ناصر قاجار  هم  با وجود تمام نقاط تاریک و روشنی که در دوران حیات خود داشت 

خود را همانند پادشاهان صفویه و ... کلب آستان اهل بیت عصمت و طهارت می دانست و بلند کردن آوازه ایشان را بر خود و سایرین وظیفه شرعی قلمداد نموده بود ... و منقول است که در عزا داری و سوگواری بر مصیبت اهل بیت رسول الله ،  افعال  و احوال خاصی را بر وضعیت ظاهر خود  و دربار و درباریانش ، مترتب می ساخته و از خیلی کار های سخیف و ناپسند  در این گونه ایام دست میکشیده وبر مصیبت وارده گریان و  محزون بوده است...


عشق بازی کار هر  شیاد  نیست                        این شکار دام هر صیاد نیست

 

عاشقی را قابلیت لازم است                               طالب حق را حقیقت لازم است



عشق ، از معشوق اول سر زند                       تا به عاشق ، جلوه دیگر کند

 

تا به آن حد کو برد هستی از او                            سر زند صد شور و سر مستی از او

 

شاهد این مدعی خواهی اگر                             بر حسین و حالت او کن نظر

 

*******

روز عاشورا در آن میدان عشق                             کرد رو را جانب سلطان عشق

 

بارالها ، این سرم ، این پیکرم                                    این علمدار رشید ، این اکبرم

 

این سکینه ، این رقیه ، این رباب                             این عروس دست و پا خون در خضاب

 

این من و این ساربان ، این شمر دون                    این تن عریان میان خاک و خون

 

این من و این ذکر یارب یاربم                                  این من و این ناله های زینبم

 

*******

پس خطاب آمد زحق ، کی شاه عشق                     تک سوار  یکه تاز راه عشق

 

گر تو بر من عاشقی ای محترم                               بال بگشا ، من به تو عاشقترم

 

غم مخور ، که من خریدار توام                                   مشتری بر جنس بازار توام

 

هر چه بودت ،  داده ای در راه ما                              مرحبا صد مرحبا خود هم  بیا

 

خود بیا ، که می کشم من ناز تو                  عرش و فرشم جمله پا انداز تو
 

یا حسین ،  تنها نیا در بزم  یار                                    خود بیا و اصغرت را هم بیار

 

خوش بود در بزم یاران بلبلی                                 خاصه در منقار او برگ گلی

 

خود تو بلبل ، گل ، علی اصغرت                                زودتر بشتاب سوی داورت


واین شعر را نیز سروده 

در وصف حضرت علی اکبر علیه السلام  هنگامه رفتن به میدان


یَم فاطمی ، دُر سرمدی

گل احمدی ، مَه هاشمی

 ز سرا و بیت محمدی

 طَلِعَت  ظهور و جلالتی

به سما قمر ، به نبی ثمر

  به فاطمه دُر ، به علی گهر

به حسن جگر ، به حسین پسر

 چه  نجابتی و اصالتی

به ملک مطاع ، به خدا مطیع

 به زمین شفا ، به جزا شفیع

چو مقام بندگیش مَنیع

 بچه بندگی و اطاعتی

خَم زُلف او چو شکن شکن

ببرد دلِ همه انجمن

سپری بکف ، کفنی به تن

بچه قامتی و قیامتی

ز جلو نظر سوی قتلگه

 ز قفا نظر سوی خیمه گه

که نموده شَه بقدش نگه

بچه حسرتی و چه حالتی

ز قفا دو زن شده نوحه گر

 یکی عمّه گفت و یکی پسر

که نما به جانب ما نظر

 به اشارتی و نظارتی

این شعر را که از ناصر شاه قاجار دیدم به یاد یک مصرع از اشعار (میرزای قاجار) افتادم که  در ستایش و مدح ، دوران جوانی و پاک بودن و مطیع خدا بودن ، انسان ، در آن دوران حساس سروده و این گونه گفته {{ شاهان جبین عجز به در گاه او نهند ****** چون او جبین عجز به درگاه حق نهاد }}

و انصافا که مصداق بارز این پاکی و مطیع خدا بودن را  در خصایل حضرت علی اکبر ابن الحسین علیه السلام به وضوح می توان دید که در جوانی پاک بود و به شیوه پیغمبر ان می زیست و همین شرافت او  باعث شده که قرن ها بعد یکی از مقتدر ترین شاه های معاصر ( ناصر الدین قاجار با بیش از 50 سال حکومت کردن  ) پیشانی عجز بر آستان حضرت علی اکبر جوان بگذارد و مرام و مسلک او را ستایش کند ...

واین هم مختصری از شعر میرزای قاجار و جالب است که قاجاریه اکثرا شاعر بوده اند و صاحب سبک و دیوان و...

*جوان و جوانی *

  چون از جوان پسنده بود طاعت خدای

هر طاعتی که کرد خدا را پسنده باد

واجب نمود ، سجده ی حق را به خویشتن

زان رو به خلق ، سجده بر او واجب اوفتاد

بر حق مطیع بود که چو نان مطاع شد

محکم نمود پایه و  بنیان عدل و داد

چون هیچ گه برون نبود حق زیاد او

او هم نرفته است ، حق را برون ز یاد

 خوش آن جوان که  و را از ازل خدای

 شرم و حیا و علم ،  بنهاد  در  نهاد

  شاهان جبین عجز به در گاه او نهند

چون  او جبین عجز به درگاه حق نهاد

آری برادر وقتی می بینم شاهان زمانه ، به نوکری علی (ع) و اولادش افتخار می کنند ، با خودم فکر می کنم ،  در دستگاه با عظمت آل طه  ، که پادشاهان عالم نوکرند و خود را کلب آستان علی (ع) و اولادش ، لقب داده اند ، بنده حقیر کمترین بی مقدار ، با دادن چه لقبی به خودم ، می توانم مرتبه چاکری و ارادتم را به ساحت مقدس ایشان بیان کنم ؟ 


برچسب‌ها: حضرت علی اکبر, حضرت زینب کبری, حضرت امام حسین, حضرت رقیه بنت الحسین, حضرت علی اصغر
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 0:1  توسط حمید محمدی مزوشی  | 
فرارسيدن ماه محرم را  به تمام عاشقان خاندان عترت تسليت مي گويم و انشاالله در اين محرم شاهد نابودي  کامل متجاوزان سوري  باشيم و راه زيارتي ام المصايب حضرت زينب کبربي سلام الله عليها وحضرت رقيه بنت الحيسن عليهاالسلام باز شود ،امام حسين و امام زمان بعد از 1500  سال دوباره نگران ناموس ولايتندکه در خطر تعدي يزيديان اين زمان قرار گرفته ، همولايتي ، آنچه آبرو و اعتبار به درگاه حق داري گرو بگذار و از خداوندعاجزانه بخواه تا سوريه را از اشغال نامردان روزگار رهايي دهد و دل شيعه و امام شيعيان راشاد کند و به تنبيه ملت سوريه پايان  دهد و توبه ايشان را از کوتاهي در مورد  اهل بيت پيامبر که در سوريه به امانت مي باشند بپذيرد ، مدتي مردم سوريه را خواب غفلت فرا گرفته بود و  لاقيدي در ميانشان ريشه کرده بود و از مسلماني فقط نام آن را يدک مي کشيدندو به طور کل بي حجابي و افسار گسيختگي اروپايي را شيوه خود ساخته بودند ولذا خداوند همانگونه که در قرآن فرموده بد های هر امتی  را در اين حالات بر مردم مسلط ميکند تا به خود آيد  و از راه کج به راه راست باز گردند ولذا ظفر و فيروزي با نادمين و توابين و بازگردندگان به آغوش پر مهر خداونديست ، اگر تمام سوريها يک پارچه و يک صدا ، هيهات من الاذله سر دهند خواهند ديد که همانند ملت هميشه قهرمان ايران ، شهد رهايي از ظلم و آزادگي را خواهند چشيد ، انشاءالله  تعالی .
برچسب‌ها: سوريه زينب کبري کربلا
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 23:7  توسط حمید محمدی مزوشی  | 

اشعار ذیل را جناب آقای قربانعلی یوسفی ، پسر عمه گرامیم برایم ارسال کرده  ...

تقديم به تمامي دوستداران سيدالشهداء

1-     خواب ديدم خواب اينكه مْرده ام

 خواب ديدم خسته افسرده ام

2-    روي من خروارهاازخاك بود

واي قبرمن،چه وحشتناك بود

3-    تاميان گوررفتم،دل گرفت

قبركن سنگ لحدراگل گرفت

4-   بالش زيرسرم ازسنگ بود

غرق وحشت،سوت وكوروتنگ بود

5-   ناله ميكردم وليكن بي جواب

تشنه بودم تشنه يك جرعه آب

6-   خسته بودم هيچ كس يارم نشد

زان ميان يك تن خريدارم نشد

7-   هركه آمدپيش حرفي راندورفت

سوره حمدي برايم خواندورفت

8-   نه شفيقي،نه رفيقي،نه كسي

ترس بودووحشت ودل واپسي

9-   آمدن ازراه نزدم دوملك

تيره شددرپيش چشمانم فلك

10-  يك ملك گفتا بگونام توچيست

ديگري فريادزدرب توكيست

11-  اي گنه كارسيه دل،بدصفت

نام اربابان خود،يك يك ببر

12-  درميان عمرخودكن جستجو

كارهاي نيك وزشتت رابگو

10-  گفت بنده عمرخود كردي تباه

نامه اعمال توگشته سياه

11-  ماكه ماموران حي داوريم

نك(اينك)توراسوي جهنم مي بريم

12-  ديگرآنجاعذرخواهي ديربود

دست پايم بسته درزنجيربود

13-  نااُميدازهركجا ودل فكار

مي كشيدندم به خفت سوي نار

14-  ناگهان الطاف حق آغازشد

ازجنان درهاي رحمت بازشد

15-  مردي آمدازتبارآسمان

نورپيشاني فوق كهكشان

16-  چشمانش زندگاني مي سرود

دردراازقلب آدم مي ربود

17-  برسرش دسمال سبزي بسته بود

بردلم مهرش عجب بشسته بود

18-  غرق حيرت داشتم اين زمزمه

آمده اينجاحسين فاطمه

19-  صاحب روزقيامت آمده

گوايابهرشفاعت آمده

20-  سوي من آمدمراشرمنده كرد

مهربانانه به رويم خنده كرد

21-  گفتاآزادش كنيداين بنده را

خانه آبادش كنيداين بنده را

22-  اين كه اينجا اين چنين تنهاشده

كام اوباتربت من واشده

23-  مادرش اورابه عشقم زاده است

گريه كرده بعدشيرش داده است

24-  بارهابرمن محبت كرده است

سينه اش راوقف هيئت كرده است

25-  اين كه مي بينيددرشوراست وشين

ذكرلالايش بوده ياحسين

26-  باادب درمجلس مامي نشست

چاي ريزمجلس مابوده است

27-  خويش رادرسوز عشقم آب كرد

عكس من رابردل خودقاب كرد

28-  اسم من راز ونيازش بوده است

خاك من مهرنمازش بوده است

29-  پرچم من رابه دوشش ميكشيد

پابرهنه درعذايم مي دويد

30-  اقتدابرخواهرم زينب نمود

گاه مي شدصورتش بهرم كبود

31-  تابه دنيابوده ازمن دم زده

اوغذاي روزه ام راهم زده

32-  اين كه درپيش شماگرديده بد

جسم جانش بوي روزه مي دهد

33-  حرمت من رابه دنيا پاس داشت

ارتباط تنگ باعباس داشت

33-  گريه كرده چون براي اكبرم

باخوداورانزدزهرامي برم

34-  هرچه باشداوبرايم بنده است

اوبسوزد،صاحبش شرمنده است

35-  درمرامم نيست اوتنهاشود

باعث خوشحالي اعدا شود

36-  درقيامت عطروبويش مي دهم

پيش مردم آبرويش ميدهم

37-  بازبالاتربه روزسرنوشت

ميشودهمسايه من دربهشت


برچسب‌ها: سید الشهدا, امام حسین علیه السلام, فاطمه سلام الله علیها
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392ساعت 19:13  توسط حمید محمدی مزوشی  | 
بدینوسیله ، بدرود حیات از سوی ، آقای مشهدی مرتضی علیزاده مزوشی را به تمامی همولایتی ها ، خاصه اهل و عیال آن مرحوم تسلیت عرض نموده ، شادی روحش را تا ابد ، از درگاه ایزد متعال خواهانیم .

با علی و اولاد علی محشور شود ، انشاءالله ...


برچسب‌ها: مرتضی علیزاده مزوشی
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1392ساعت 23:22  توسط حمید محمدی مزوشی  | 
سلام ؛ 

میلاد با سر سعادت آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام  را به تمامی عالمیان تبریک می گویم و از خداوند می خواهم دیدار حضرت رضا(ع) را نسیب همه گرداند ، تا دربرابر امراض جسمی و روحی و روانی بیمه شویم  انشاالله ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392ساعت 0:1  توسط حمید محمدی مزوشی  | 
شعر زیبایی از لسان مرحوم ، حاج شیخ احمد کافی خراسانی  (نایب الحجه) رحمت الله  علیه ، شنیدم  کیف کردم برای شما هم تحریر   میکنم تا بخوانید و کیف کنید ، البته نام شاعرش را نمی دانم ...

یا رب اگر ز کرده ما پرده وا کنی 

ما را به خجلت ابدی مبتلا کنی 

یا رب به حق مهدی صاحب زمان ز تو 

خواهیم قلب نازنینشو از ما رضا کنی 

یارب همین بس از تمنای ما که تو 

هنگام مرگ مدفن ما کربلا کنی 

و ...


+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1392ساعت 16:22  توسط حمید محمدی مزوشی  | 
انا لالله وانا الیه الراجعون 

     باز هم دست تقدیر ، احدی از هم ولایتی ها یمان را در بهار جوانی ، تسلیم اجل نمود ...

مرحومه مغفوره ، شاد روان زهرای مرادی مزوشی هم از جمع عزیزانش پر کشید و به لقاء معبود شتافت ...

هنوز از شوک درگذشت سهراب بیرون نیامده بودیم که این ضایعه تلخ نیز به وقوع پیوست و قلب مجروح مزوشی ها را بیش از پیش  جریحه  دار نمود ...

خدایش بیامرزد و در جوار رحمت واسعه خویش قرار دهد و به بازماندگانش صبر و استقامت عطا فرماید  ... انشاء الله.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 8:28  توسط حمید محمدی مزوشی  | 
انا لالله وانا الیه راجعون 

    با نهایت تاسف و تاثر در گذشت نا به هنگام مرحوم مغفور شاد روان سهراب صادقی مزوشی 

 را به اطلاع دوستان و آشنایان و کلیه همولایتی ها می رساند 

 ضمن دعای  آمرزش برای او 

 عزتمندی و عاقبت بخیری اهل وعیالش را از درگاه خداوند متعال خواهانیم 

جهت شادی اموات خداپرستان عالم به ویژه شیعیان  الفاتحه مع الاخلاص و الصلوات  


برچسب‌ها: تسلیت, سهراب, صادقی, مزوشی
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت 16:33  توسط حمید محمدی مزوشی  | 
بسم الله الرحمن الرحیم 

     با سلام به شما مخاطبان گرامی  ؛ امروز موقعی که از منزل بیرون آمدم و به سمت اداره راه افتادم ، این افکار در ذهنم مرور می شدند و با خودم تصمیم گرفتم تا در اولین فرصت آن ها را تحریر و در شبکه قرار دهم ...

با خودم  فکر می کردم که موفقیت های امروز جوانان و نوجوانا  در زمینه های تحصیلی و ÷یشرفت های علمی غلی رغم کم کاری ها و کاستی های موجود و  ... را مدیون همت و تلاش چه کسانی هستیم ؟

کسانی که وظیفه قانونی ایشان تعلیم و تعلم و تربیت بوده  و یا دیگرانی که وقتی دیدند موظف از عهده تعهدات خود به نحو احسن بر نمی آید ، کمر همت بستند و با ایثار و به دور از تکبر ، وارد میدان شدند و سنگ های سر راه جوانان و نوجوانان را که قوانین غلط آموزشی و کوتاهی مسئولین ذی ربط به وجود آورده بود ، یکی بعد از دیگری بر داشتند و نگذاشتند منجلاب جهل و تباهی با سوء استفاده از غفلت مسئولین ذی ربط آموزشی  ، نسل دوم و سوم بعد از انقلاب را ببلعد  .

وزارت آموزش و پرورش با تصویب قوانین کارشناسی نشده و کپی شده از روی سایر ملل دیگر و با دستپاچگی در اجرا  در سالها ی اخیر باعث گردید  فرزندان ایران که  مثل موش آزمایشگاهی دست به دست و گور به گور شدند و عدم ثبات در نظام آموزش و پروش موجب شد تا تا جمع کثیری از فرزندان این آب و خاک عطای تحصیل را به لقای آن بخشیدند و عمری را که می توانستند در تحصیل از آن بهره ببرند در راه های بیهوده صرف کردند و نتوانستند به موقع به مدارک تحصیلی مورد نیاز برای زندگی اجتماعی دست یابدند و نیز پیکر این نسل  که غالبا هم دهه شصتی ها لقب گرفتن از لباس کرامت اخلاقی و انسانی  محروم شد و این عریانی فرهنگی حالا که پدران و ماد ران جوان ایرانی  نامیده می شوند همچنان دارد خود را نشان می دهد و دیگر مشکل بتوان اثرات مخرب آن را از بین برد .

وزارت آموزش و پرورش رکن بسیار مهمی در دولت است چون آینده انقلاب و دولت اسلامی بسته به نوع عملکرد این  وزارت خانه دارد  .

متاسفانه  نحوی اداره این وزارت خانه و عدم شایسته سالاری در انخاب مدیرا و مسئولین در نظام آموزش و پرورش و عدم ثبات در قوانین این دستگاه و هزار و یک دلیل مضحک دیگر موجب شد تا شأن و منزلت معلم و آموزگار و استاد و دبیر و ...

لگد مال جهل اجتماعی شود ، معلمی که در طول قرون مورد ستایش بشر بوده در بیست سال گذشته و از بعد انقلاب ، روز به روز خار تر و ذلیل تر شد و تا جایی پیش رفت که حرفه معلمی که قداست آن برابر با پیامبری است ، جای خود را به کار چاق کنی در مدارس غیر دولتی و کم کاری در تعلیم و بی میلی و بی رغبتی معلمان و نیز پول پرستی و سود جویی و... عده ای از فرصت طلبان داد .

اسا س آموزش و پرورش ، که مبتنی بر ذوق و شوق و لذت تعلیم و فراگیری است و قربه الی الله  مد نظر است تا الآن هم در ایران زیر سوأل است .

وقتی معلم تامین نشود و وقتی پیمانی و قرار دادی و آبکی سر کلاس درس فرستاده شود ، همین می شود که دیدید و می بینیم .

فکر معلم باید راحت باشد ، ترس از آینده شغلی خود نداشته باشد ،  وقتی میزان درآمد و کیفیت زندگی خود را با سایرین که در مشاغل دیگرند مقیسه می کند ، در کم و زیاد آن به توجیح عقلی برسد و شایسته سالاری را درک کند ، اگر چنین شد ، معلم سر کلاس از جان مایه می گذارد ولی معلمی که تامین شغلی ندارد و ول معطل است و نمی داند آیا استخدام واقعی می شود یا خیر آیا می تواند تا پایان عمر سقفی برای خود و اهل و عیالش تهیه کند ؟ آیا اگر بیماری صعب العلاجی حادث شده بیمه قوی و پشتوانه محکمی هست  / و....

بنا بر این  هیچ گاه از جان و دل مایه نمی گذارد و بخواهد هم نمی تواند  چون دلخوشی ندارد و لذا به کار های خلاف شئون معلمی روی آوردند واز  کارچاق کنی مدرک تحصیلی  غیر قانونی و قانونی گرفته تا  رو آوردن به تدریس تمام وقت در مدارس غیر دولتی و سایر مشاغل کاذب مثل پا دویی در بنگاه های املاک  و ...

و در این میان ، انسان های بیدار دل در وزارت ارشاد کمر همت بستند و با ابرام و اصرار  ، خود را وارد گود آموزش و پرورش  کردند و حایل کار را گرفتند و به داد جوانان آموزش ندیده و آزمون داده رسیدند و تمام  ظلمی را که آموزشو پرورش در حق جوانان کرده بود  تا حد قابل قبولی ظرف ده سال اخیر توسط وزارت ارشاد جبران شد ، اگر عوامل ارشاد آموزش قوی ندادند  ،  در عوض آزمون را هم طبق سطح سواد دانش آموزان گرفتند ولی آموزش و پرورش نه تنها آموزش درست درس  نداد  بلکه با آزمون های سخت ، جوانان را از ادادمه تحصیل مأیوس کرد و همه نسل دوم تا سوم انقلاب بی خیال تحصیل شدند و رفتند پی کارشان ولی  وزارت ارشاد با ابتکارات کاردانشی و ... تمام این جوانان نا امید را برگرداند و لباس کرامت دیپلمی را تن ایشان کرد و به هر نحوی بود ، تعامل کرد با اینکه می دانست ، سود جویان و فرصت طلبان به طمع پول با وزارت ارشاد  در تعلیم و تعلم کمک می کنند و سرمایه داری که آموزش گاه کاردانش  و فنی حرفه ای و هنرستان و هر نوع دیگری که غیر دولتی است  تاسیس می کند ،   هدفش فقط وفقط پول است و بس و کسب درآمد و لاغیر ...

ولی با این حال وزارت ارشاد دید اگر این کار ها را نکند جوانان در عقده ها و بی سوادی باقی می مانند وطولی نمی کشد که به عوض یه جامعه فهمیده با یه مشت افراد نفهم سر و کار خواهند  داشت ...

نسل جوان واقعا به وزارت ارشاد مدیونند و این مضحک است اما واقعیت دارد و به جای تشکر از آموزش و پرورش از وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران باید ممنون باشیم ، زیرا علی رغم وظایف ذاتی خودش ، بار وزارت آموزش و پرورش را هم به دوش گرفته ...

اما در این دولت وضع کم کم رو به بهبودی گذارده و به لطف فعالیت های شبانه روزی جناب آقای حاج بابایی  وزارت خانه آموزش و پرورش دارد به روز می شود و انشا الله اگر با همین منطق و طرز فکر مدیریت گردد و بگذارند در دولت بعدی هم ایشان وزیر آموزش و پرورش باشند ، به سرعت این وزارت خانه ولنگ و باز را سر و سامان می دهد و حقوق از دست رفته ما را لا اقل به فرزندانمان باز گرداند ...

وی انسانی فهمیده و ساده زیست است و دلسوز به نظر می رسد  و انشا الله که همین طور هم بماند و تلاشش نمیه تمام نماند  ، بد بختی اینجاست که با هر دولتی  ، سونامی  هم همراه است و به  کلی  کابینه دولت منهدم می شود و شایسته سالاری را مد نظر قرار نمی دهند ...

ولی من به نوبه خودم از رئیس جمهور یازدهم ، هر شخصی که انتخاب می شود ، تقاضا دارم این وزیر خوب و لایق را در سمت فعلی همچنان ابقاء نماید ، چون تازه بعد  از این مدت توانسته کاملا بر کار سوار گردد و زمام امورات آموزش و پرورش را محکم در دست گرفته ، و کسب آبرویی برای این وزارت خانه درهم و برهم نموده ، جناب آقای حاج بابایی واقعا ویرانه تحویل گرفت و الان گلستانش نموده  ، حیف است طرح های عالی ایشان  با اتمام کار دولت دهم نمیه کاره بماند ...

من امروز مطلبی در روزنامه ای دیدم که  لازم می بینم آن را بنویسم :

<<< شرح ذیل میزان تعطیلات معلمان و دانش آموزان مملکت ما  که به موجب این تعطیلات محیط تعلیم وتعلم فاصله  می گیرند را نشان می دهد  و همین عاملی است از عوامل موثر در عقب ماندگی این مملکت ...>>>

معلمان از ( 365 ) روز کاری در سال ( 90 ) روز تعطیلات  تابستانی ( 110 ) روز پنج شنبه ها و جمعه ها (10 ) روز تعطیلات رسمی (5) روز بارندگی و آلودگی هوا (15) روز تعطیلات نوروزی (15 )روز هم مرخصی استحقاقی دارند که در مجموع (245) روز تعطیلی و (120 ) روز کاری دارند ...

آیا به نظر شما می شود با این وضعیت ، حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی که مد نظر رهبر عالی قدر انقلاب اسلامی است و سال جاری را نیز ایشان به همین نام نهاده اند را خلق کرد ؟؟؟؟

پیشنهاد  می دهم  (30 ) روز مرخصی برای معلمان و  دانش آموزان  در نظر گرفته شود و نیز برای دانش آموزان همانند دانش جویان ، مرخصی تحصیلی در نظر گرفته شود و  به هیچ وجه در تابستان مدارس را سه ماه تعطیل نکنند و  مدارس مانند دانشگاهها در تمام ایام سال به کار خود ادامه دهند و هر دانش آموزی که بخواهد در تابستاد واحد اخذ نماید و هر کس تمایل نداشته باشد ، استراحت کند و نیز در طول هر سال هم هر زمان که بخواهند از مرخصی تعین شده استفاده نمایند و این از ابتدایی تا دانشگاه اجرا شود  تا هم فرزندان ما قا نونمند شوند و هم اتلاف وقت به حد اقل برسد و نیز میدان رقابت سالم و عالی برای تیز هوشان که تمایل به سبقت گرفتن از دیگران در تحصیل دارند فراهم شود ، بعضا کسانی هستند  که مغز بازی دارند و گیرایی قوی دارند و  نیازی به تعطیلات زیاد ندارند و دلشان می خواهد بکوب درس بخوانند و سریع مقاطع تحصیلی را طی نماید و با این کار فرصت از ایشان سلب می شود و عمرشان تلف شده ...

در پایان از اینکه با زیاده نویسی شما را خسته کرده ام عذر می خواهم و امید وارم به این اوضاع و احوال نظام آموزشی ما سر و سامان دهند انشاالله ...

 


برچسب‌ها: آقای حاج بابایی, وزارت خانه, ارشاد, فرهنگ, آموزش
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1392ساعت 15:51  توسط حمید محمدی مزوشی  | 
بسم الله الرحمن الرحیم
آیا خواستگارى دختر یا خانواده او از پسر جایز است؟ به نظر اسلام، مهریه چقدر باید باشد؟
در قرآن کریم در داستان حضرت موسی علیه السلام آمده است: 

«قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ. قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هاتَیْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ وَ ما أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْكَ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ. قالَ ذلِكَ بَیْنِی وَ بَیْنَكَ أَیَّمَا الْأَجَلَیْنِ قَضَیْتُ فَلا عُدْوانَ عَلَیَّ وَ اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِیلٌ»؛ قصص (۲۸)، آیه ۲۶ - ۲۸.؛ «یكى از آن دو (-(دختر )-)گفت: اى پدر! او را استخدام كن؛ زیرا بهترین كسى است كه استخدام مى كنى؛ هم نیرومند (-(و هم )-) در خور اعتماد است. (-(شعیب )-) گفت: من مى خواهم یكى از این دو دختر خود را (-(كه مشاهده مى كنى )-)، به نكاح تو در آورم؛ به این (-(شرط)-) كه هشت سال براى من كار كنى، و اگر ده سال را تمام گردانى، اختیار با توست و نمى خواهم بر تو سخت گیرم و مرا ان شاءالله از درستكاران خواهى یافت. (-(موسى )-)گفت: این (-(قرار داد)-)، میان من و تو باشد كه هر یك از دو مدت را به انجام رسانیدم، بر من تعدى (-(روا )-)نباشد و خدا بر آن چه مى گوییم، وكیل است». 

خواستگارى دختر یا خانواده دختر از پسر، از نظر شرعى اشكال ندارد؛ «قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ»؛ قصص (۲۸)، آیه ۲۷.. 

شعیب به موسى گفت: من مى خواهم یكى از دو دخترم را به نكاح تو درآورم. این جمله، خواستگارى خانواده دختر از پسر است و حتى شاید گفت كه قبل از این كه این كلام از زبان شعیب صادر شود، جمله آن دخترش بود كه گفت: «قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ»؛ همان، آیه ۲۶.. 
این سخن، نوعى پیشنهاد ازدواج، در قالب كنایه بود واز آن جا كه شعیب متوجه آن كنایه شد، پیشنهاد ازدواج دخترش با موسى را مطرح كرد. 

بنابراین، از نظر شرعى اشكال ندارد؛ ولى باید توجه داشت كه دختر شعیب، خودش مستقیماً اقدام به این كار ننمود؛ بلكه از طریق خانواده و پدر، این پیشنهاد صورت گرفت. لازم به تذكر است كه گرچه از نظر شرعى این كار مباح است، ولى باید رسوم و آداب منطقه ها و زمان هاى مختلف، مراعات شود. 

در زمان ما اگر پیشنهاد از طرف دختر یا خانواده او باشد، معمولاً اثر خوبى بر جاى نمى گذارد؛ حتى گاهى اثر عكس مى دهد و در نتیجه، از نظر عرفى، بهتر است خواستگارى از طرف پسر باشد. 

پسرها این روحیه را دارند كه اگر ده بار هم جواب منفى بشنوند، تحملش را داشته، مأیوس و سرخورده نمى شوند؛ ولى شما فرض كنید دخترى با مادرش براى خواستگارى بروند منزل یک آقا پسر و بعد مادر پسر بگوید: پسر من آمادگى ازدواج ندارد و مى خواهد ادامه تحصیل دهد! 

خوب، چه حالى به دختر و مادر او دست مى دهد؟ 

مسلماً حالت خوبى نیست؛ ولى برعكس آن طورى نیست؛ مادر پسر مى گوید: پسر من مى خواهد غلام شما و دست بوس شما شود و كوچكى شما را بكند و... این، هیچ عیب نیست؛ در حالى كه اگر این حرف ها از مادر دختر صادر شود، از نظر عرفى صورت خوشى ندارد. 

ضمناً مهریه مى تواند كار و عمل باشد و لازم نیست حتماً پول نقد باشد؛ «عَلى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَجٍ»؛ همان، آیه ۲۷.؛ «به شرط آن كه هشت سال براى من كار كنى». 

ملاك داماد و شوهر خوب هم، امانت دارى و ایمان و قدرت كار و كسب است؛ «إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ»؛ همان، آیه ۲۶.؛ «بهترین كسى است كه استخدام مى كنى؛ هم نیرومند و هم در خور اعتماد است». 

دختران شعیب دیدند او در ماجراى كمك رسانى به آنها، نه یك كلمه حرف نامربوط زد و نه یك نگاه بد به نامحرم كرد و از طرفى، وجدان كارى و قدرت بازوى خوبى هم دارد. 

این معیارها براى شوهر آینده یك دختر، لازم است؛ تا یك زندگى مناسب و خوب را بتواند اداره و مدیریت كند؛ زیرا صرف قیافه مرد یا مدرک و امثال آن، نمى تواند كافى باشد. 

پاسخ سۆال دوم: 

مقدار مهریه، باید متناسب وضع داماد و جامعه باشد؛ «عَلى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَجٍ...»؛ همان، آیه ۲۷.؛ «(-(شعیب )-) گفت: من مى خواهم یكى از این دو دختر خود را (-(كه مشاهده مى كنى )-)، به نكاح تو در آورم؛ به این (-(شرط)-) كه هشت سال براى من كار كنى...». 

شعیب دید موسى پول ندارد؛ ولى توان و عرضه كار كردن دارد؛ به همین جهت، مهریه نقد از او خواستن، بى انصافى بود و برخلاف كار كردن؛ زیرا مستخدم شخص باتقوایى مثل شعیب شدن، آن هم براى عمل حلالى چون چوپانى (در آن زمان)، هم مصلحت بود و هم با شرایط موسى علیه السلام سازگارى داشت. 

مقدار مهریه 

از این آیه و از روایات مربوط به مهریه، به روشنى استفاده مى شود كه مهریه، باید قابل پرداخت باشد و داماد باید توان پرداخت آن را داشته باشد. 

در صدر اسلام، مهریه به عروس و خانواده او داده مى شد و معمولاً براى هزینه هاى شروع زندگى، آن را خرج مى كردند؛ به عنوان مثال، رسول اكرم صلى الله علیه وآله ۵۰۰ درهم به عنوان مهریه دختر بزرگوارش، حضرت زهراعلیها السلام قرار داد و هنگامى كه حضرت على علیه السلام آن را پرداخت كرد، رسول خداصلى الله علیه وآله آن را بر سه بخش تقسیم فرمود؛ با ثلث آن جهاز عروس را خرید؛ با ثلث دیگر آن براى عروس، لباس عروسى تهیه كرد و ثلث آخر را نیز صرف مجلس جشن و ولیمه عروسى كرد. 

طرف پسر باشد 

حضرت موسى هم بدون فاصله، بعد از خواندن عقد، شروع به كار براى حضرت شعیب كرد و شعیب نیز مسكن و خوراك داماد و عروس را تأمین مى كرد؛ یعنى مهریه، دست مایه شروع زندگى شد. این، فلسفه مهریه است. 

مهریه اى كه در زمان ما مرسوم است، اصلاً مهریه نیست؛ یك نوع ضمانت است كه داماد دختر را طلاق ندهد؛ یعنى عاقبت اندیشى جهت بعد از طلاق یا جلوگیرى از طلاق است. 

حال با توجه به فلسفه مهریه، مقدار آن در زمان هاى مختلف، متفاوت مى شود. در زمان رسول خداصلى الله علیه وآله كه مهریه حضرت زهراعلیها السلام پانصد درهم بود، اگر تاریخ را كنكاش كنیم، خواهیم فهمید كه قیمت یك گوسفند خوب، دو درهم بود؛ یعنى با آن مهریه، مى شد ۲۵۰ گوسفند خرید. البته قبول داریم كه نمى شود ارزش پول این زمان و آن زمان را با مقایسه یك نوع كالا، مشخص كرد؛ ولى به طور تقریبى مى شود حدس زد. 

در نتیجه قیمت ۲۵۰ گوسفند بیش از ۳۰ میلیون تومان مى شود؛ در حالى كه اگر به درهم بخواهیم حساب كنیم، هر درهم نقره در زمان ما، اگر هزار تومان باشد، مهرالسنه پانصدهزار تومان مى شود كه مبلغ معقولى براى این زمان نیست، اجرت یك چوپان نیز در زمان ما اگر سیصد هزار تومان در ماه باشد هشت سال، یعنى ۹۶ ماه، مبلغى معادل ۲۸ میلیون و هشتصدهزار تومان مى شود.بنابراین، مهریه متعادل در زمان ما بین بیست تا چهل میلیون تومان مى تواند متغیر باشد. حال دامادى كه این مقدار پول نقد ندارد، پدر زن مى تواند با او شرط كند كه هر زمان كه مالك خانه اى شد، مقدارى از خانه اش را به نام دختر و عروس نماید یا داماد بگوید كه توقع جهاز سنگین را ندارد. 

به عقیده ما با این بیان، هم مصلحت دختر و خانواده او رعایت مى شود و هم مصلحت پسر. ما معتقدیم كه مهریه هاى بسیار سنگین، مانند هزار سكه طلا، از نظر شرع و عرف، ناكارآمد مى باشند و مهریه هاى بسیار سبك، مانند یك شاخه نبات نیز هیچ توجیه عرفى و شرعى ندارند. 

در پایان تذكر دو نكته زیر مفید است: 

۱. عروس در آیه مورد بحث، مردد بین دو نفر نبوده، بلكه همان دخترى است كه براى موسى پیغام برد و به پدر گفت كه او را استخدام كن؛ او قدرتمند و امین است و پدر از كنایه او، مطلب را فهمید و به همین جهت، قرآن تعبیرش براى هر دو مورد یكى است؛ «قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ» و «أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ» كه براى هر دو موضع، از واژه «احد» استفاده شده و این، اشاره دارد كه هر دو قضیه، مربوط به یك دختر است. 

۲. مهریه نیز مردد بین هشت سال و ده سال نبوده، بلكه مهریه، همان هشت سال مستخدمى موسى براى شعیب علیه السلام بود و دو سال دیگر به عنوان تفضّل موسى علیه السلام مطرح شد.
خیلی به نظرم جالب آمد ،  لذا در سایت قرار دادم تا همگان بخوانند و لذت ببرند 


برچسب‌ها: خواستگاری, عروس, داماد, قرآن, دختر
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1392ساعت 17:30  توسط حمید محمدی مزوشی  | 
بسم الله الرحمن الرحیم 

از قوه قضاییه تشکر می کنیم ...

خبر اصدار حکم قطعی برخی از عوامل اختلاس بی سابقه 30000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000ریالی را شنیدیم .

 و لکن انشاالله الباقی معاونین و مباشرین و مرتبطین با این جنایت عمومی نیز هر چه سریع تر به اعدام محکوم شوند  تا موجبات التیام آلام مستضعفین فراهم آید و نیز عبرت سایرین را هم به همراه داشته باشد .

هم اکونون هم عده ای در حال مکیدن خون ملت و  اختلاس و دزدی های کلانند و بایستی به فوریت به سیستم نظارتی در کشور سامان بخشید .

باید هر کسی که پا در این قبیل راه های کثف می گذارد از هستی ساقط شود ، نباید در خصوص مجازاتشان کوچکترین مسامحه ای صورت گیرد ، خداوند لعنتشان کند که هر آنچه ملت ایران می کشند از بی شرفی عده ای مسلمان نماست و نه از توطئه های پوشالی دشمنان خارجی ، چون دشمن خارجی را مردم ما خوب می شناسند و در برابرش موضع دفاعی خوبی دارند و لی از این از خدا نشناسان داخلی غافلند ، که گرگند در پوست میش و با جامعه هستند و علیه جامعه .

مال دنیا چشمانشان را کور کرده ، حرص می زنند و با شارلاطانی و پشت هم اندازی فقط به فکر منافع و جیب خود هستند ، اولادشان هم از دایره انسانیت خارج شده اند ...

اگر  دیگر در تهران ، گربه و موش و کلاغ و ...  یافت نمی شود  دلیل رعایت بهداشت فردی و اجتماعی و ... نیست .

بلکه به جای گربه ها و سگ ها و موش ها و کلاغ ها و... اقشار بی بضاعت و مفلس و فقیر ، سر در  سطل های زباله کرده اند و به  دنبال پسماند غذاهایی هستند که از اصراف این  شکم پرستان نا مسلمان به جای مانده  و دیگر به سایر حیوانات راه نمی دهد تا خود را سیر کنند و این باعث شده تا حیوانات هم نتوانند در شهر ها دوام بیاورند ...

با اینکه  پول پرستان ، این زالو های خونآشام شکم باره و شهوتران ، اعتقادی به خداوند ندارند ولی   همنو عانشان  از جور و ستم  ایشان به خداوند شکوه می کنند و آه می کشند  و یقن  ناله مردم به درگاه خداوند بی جواب نمی ماند ...

 با این همه ثروت باد آورده و یا مفتی که با سوء استفاده از نجابت مردم به دست آورده اند ، ذره ای در راه خوشنودی خلق و خالق نم پس نمی دهند ...

خمس و زکات و مالیات و ... فقط تو رساله ها وجود داره  و عملا پیاده سازی نمی شود ...

 راه های دور زدن قانون را بهتر از قانون گذار بلدند ....

چه باید کرد ؟

آیا راهی مطمئن و خلل نا پذیر ، برای بیرون کشیدن حقوق ملت از حلقوم مختلسان ، محتکران ، فراریان از پرداخت مالیات ... وجود دارد ؟ 



برچسب‌ها: پول پرستان, اختلاس, احتکار, قوه قضاییه
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1391ساعت 13:7  توسط حمید محمدی مزوشی  | 
کاربران اینترنت می‌توانند برای دریافت خدمات قانونی vpn در روزهای آینده ثبت‌نام کنند.
به گزارش دریچه فناوری اطلاعات باشگاه خبرنگاران؛ مرکز ملی فضای مجازی در روزهای آینده با معرفی یک پرتال عمومی ثبت‌نام متقاضیان دریافت vpn قانونی را آغاز می کند.
در این ثبت نام اشخاص حقوقی مشخصات سازمان، دستگاه یا شرکت خود و IP را که از آن استفاده می کنند و اشخاص حقیقی مشخصات و IP خود را درج خواهند کرد. مدتی طول خواهد کشید تا این اسناد بررسی شود و به تدریج خدمات قانونی vpn داخل کشور ارائه خواهد شد.



مرکز ملی فضای مجازی خدمات قانونی vpn را به منظور ساماندهی فضای فیلترینگ کشور ایجاد می کند تا پس از آن خدمات غیرقانونی vpn اجازه فعالیت نداشته باشد.
اخوان بهابادی رئیس مرکز ملی فضای مجازی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران در این خصوص گفت: یکی از تبعات خلأ قانونی برای ارائه خدمات vpn این بود که مردم برای دسترسی به بعضی از سایتهایی که به دلیل نبود امکانات کافی در کشور برای اعمال فیلترینگ به اشتباه فیلتر شده بود از ابزارهای فیلترشکن استفاده می‌کردند.
وی افزود: برای مثال یک خبرنگار نیاز دارد به انواع سایتهای خارجی دسترسی داشته باشد حال اگر این خدمت به صورت قانونی در کشور ارائه نشود مجبور است به صورت غیرقانونی به این هدف برسد.
اخوان بهابادی با اشاره به اینکه در بیشتر کشورها نوعی فیلترینگ اعمال می‌شود، گفت: هر کشوری بنا به شرایط خاص فرهنگی خود معیارهایی برای پالایش محتوا دارد و ما نمی توانیم اجازه دهیم که داخل کشور کودکان ما به یک محتوای مبتذل در اینترنت دسترسی داشته باشند.
وی افزود: فیلترینگ در کشور ما دارای نقصهایی است که باید برطرف شود و دلیل آن هم نحوه فیلترینگ داخل کشور است که در حال حاضر بر روی آدرس یا اصطلاحاً URL وجود دارد.
 گفت: به همین دلیل اگر داخل محتوای یک سایت که شاید صدها صفحه داشته باشد یک محتوای مجرمانه در یکی از صفحات آن باشد نرم افزار کل آن سایت اصلی را فیلتر می‌کند.
وی افزود: راه حلهایی برای این منظور پیدا شده است و ما در تلاشیم با کمک مردم و کاربران این نقص را به حداقل ممکن کاهش دهیم.
رئیس مرکز ملی فضای مجازی با بیان اینکه می توان از vpn استفاده‌های مفیدی به ویژه در دور زدن بسیاری از تحریمها کرد گفت: برای مثال یکی از دانشگاههای برتر کشور مورد تحریم علمی قرار گرفت و دسترسی منابع علمی برای دانشجویان این دانشگاه محدود شد که با استفاده از این ابزار و با روشهای ایرانی توانستیم این تحریم را دور بزنیم.

برچسب‌ها: وي پي ان, VPN, اينترنت قانوني, اشخاص حقيقي, اشخاص حقوقي
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1391ساعت 9:18  توسط حمید محمدی مزوشی  | 
آيت‌الله آملي لاريجاني گفت: هرگاه مجرماني دست به ايجاد فضاي خوف و وحشت بزنند، تشخيص مجازات بازدارنده از ميان حداقل و حداكثر مجازات‌ها بر عهده قاضي يا قضات صادركننده راي خواهد بود و در پرونده زورگيري اخير نيز قاضي "مجازات حداكثري" را با هدف بازدارندگي درنظر گرفته است و اين البته حتماً به مصلحت جامعه اسلامي است.
به گزارش وبگردي به نقل از باشگاه خبرنگاران:
 آيت‌الله آملي لاريجاني در جلسه امروز مسئولان عالي قضايي با اشاره به آيات و روايات متعددي كه در وصف مقام عظيم پيامبر(ص)‌ نازل و نيز نقل شده است، تاكيد آيات قرآني بر «مقام محمود» پيامبر و «خُلق عظيم» آن حضرت را نشانه عظمت مقام پيامبر اسلام دانست و گفت: قرآني كه خود «خَلق عظيم» است، در وصف پيامبر اسلام از او با عنوان انساني داراي «خُلق عظيم» نام مي‌برد و او را در مقام محمود وصف مي‌كند كه بالاترين مقام انساني است و اين توصيفات نشان از بزرگي و عظمت جايگاه پيامبر (ص) دارد.

رئيس دستگاه قضا افزود:‌ در سوره قلم خداوند فرموده است: «إنَّک لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ» پيغمبر گرامي اسلام در كلام حق‌تعالي به «إنَّک لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ» توصيف شده‌اند. خداوند اگر كسي را به اين‌كه بر خُلق عظيم است، يعني ملكات و هيئات راسخ نفساني را به تمامي واجد است، توصيف كند؛ نشانه‌اي جز بزرگي  مقام رفيع پيامبر اسلام (ص) نيست و با توجه به اين‌كه در اينجا قائل حق‌تعالي است و هيچ باطلي در كلام حق راه ندارد، نتيجه اين مي‌شود كه پيغمبر اكرم اسلام، بر بالاترين خُلق ممكن استوار است.

رئيس قوه قضاييه همگان را به تدبر و تامل در مقام والاي پيامبر و توصيفات بي‌بديلي كه در آيات الهي و نيز در سخن اميرالمومنين(ع) در نهج‌البلاغه آمده، فراخواند و افزود: پيامبر عظيم‌الشان اسلام با وجود آن «خُلق عظيم» ياد دنيا را در نفس خود از بين برده بود و همواره نيكوترين رفتارها را با مردم و پيروان خود داشته و تاسي به سلوك و سيره پيامبر بزرگ اسلام نسخه شفابخشي براي تمام بشريت است.

آيت‌الله آملي لاريجاني تاكيد كرد:‌ علاوه بر اين‌كه خود قرآن، پيامبر اكرم اسلام را توصيف كرده است به اين‌كه داراي خُلق عظيم است، در نهج‌البلاغه حضرت امير (س) نيز كه خود مصداق همين اخلاق و خلق عظيم بود؛ در توصيف پيامبر مطالبي آورده است كه انصافا براي همه ما يك نسخه شفابخش است. در خطبه 160 نهج‌البلاغه حضرت امير (ع)  عبارات بسيار زيبايي در وصف پيامبر اكرم (ص) دارند. عباراتي كه در توصيف زهد و خصايص پيامبر است «و لقد کان فى رسول اللّه صلى‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌ کاف لک فى الأسوه، و دلیل لک على ذمّ الدّنیا و عیبها، و کثرة مخازى‌ها و مساوی‌ها» تا اينجا كه مي‌فرمايند: «فتاس بنبيک الاطيب الاطهر» تاسي كن به پيغمبر كه پاك‌ترين بود و پاكيزه‌ترين بود و «فان فيه اسوه لمن تاسي» يعني كه در پيامبر اقتدا هست، الگو هست براي هر كسي كه بخواهد تاسي كند «و عزاء لمن تعزي» افتخار هست، بزرگي هست براي هركسي كه به دنبال فخر و بزرگي باشد «و احب العباد الي الله المتاسي بنبيه» محبوب‌ترين انسان‌ها نزد خداوند باري‌تعالي كسي است كه متأسي به پيامبر گرامي اسلام باشد كه تعبير بسيار زيبا و پرمعنايي است و البته نظير اين تعابير در وصف آن مقام عظيم فراوان است.

رئيس دستگاه قضا با ابراز تاسف از برخي فرقه‌گرايي‌ها در جهان اسلام و نيز برخي اختلاف‌افكني‌ها ميان مسلمانان از اين‌گونه رفتارها به عنوان كفران نعمت بزرگ الهي نام برد و تاكيد كرد: كفران است كه كساني چشم بر اين حقيقت ببندند يا خداي ناكرده توهين روا بدارند و البته كفران بزرگ‌تر اين است كه مسلمانان كه امت ايشان هستند بي‌توجهي كنند و قوم جاهلي يافت شوند كه با ترور برادران ديني به اختلاف افكني روي آورند.

آيت‌الله آملي لاريجاني فرقه‌گرايي و دامن زدن به اختلافات مذهبي را جفا بر مقام رسول‌الله (ص) دانست و گفت: متاسفيم كه قوم جاهلي يافت مي‌شوند و به دنبال شقاق بين مسلمانان و فرقه‌گرايي هستند و برادران ديني خود را به خاك و خون مي‌كشند و عده‌‌اي خبيث با عنوان وهابي از شقاق و اختلاف‌افكني آنها حمايت مي‌كنند.

آيت‌الله آملي لاريجاني خواستار وحدت امت اسلامي در مقابل توطئه‌ها و تفرقه‌افكني‌هاي دشمنان اسلام شد و گفت: توهيني بالاتر از اين به پيامبر بزرگ اسلام (ص) نيست كه با امتش چنين كنند.

آيت‌الله آملي لاريجاني در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به برخي اظهارنظرها و شبهات درخصوص تناسب مجازات با جرم بويژه در موضوع محاربه گفت: هرگاه مجرماني دست به ايجاد فضاي خوف و وحشت بزنند، تشخيص مجازات بازدارنده از ميان حداقل و حداكثر مجازات‌ها بر عهده قاضي يا قضات صادركننده راي خواهد بود و در پرونده زورگيري اخير نيز قاضي مجازات حداكثري را با هدف بازدارندگي درنظر گرفته است و اين البته حتماً به مصلحت جامعه اسلامي است. 

وي افزود: مسأله امنيت از اصلي‌ترين نيازهاي جامعه مدني است و به هيچ روي نبايد دستخوش احساسات شود و روشن است كه دستگاه قضايي نيز از بابت اعدام انسان‌ها متأسف است ولي وقتي مسأله امنيت اجتماعي مردم مطرح است نمي تواند چشم خود را بر حقايق ببندد.

رئيس قوه قضاييه با تاكيد بر اين‌كه مجازات اعدام با هدف بازدارندگي، منافاتي ندارد با تلاش مستمر و مضاعف ساير مسئولان براي حل و فصل مشكلات و زيرساخت‌هايي كه فقدان آن افراد را به تخلف و جرم و جنايت مي‌كشاند، تاكيد كرد: به نظر ما اتفاقا  راه‌حل اساسي همان است كه ريشه‌ها و بسترهاي ارتكاب جرم در جامعه خشكانده و جمع شود اما اين مساله به معناي اين نيست كه قوه قضاييه به وظيفه ذاتي خود نپردازد.

براساس اين خبر به نقل از قوه قضاييه؛ آيت‌آلله آملي لاريجاني با تاكيد بر اين‌كه «مطمئن باشيد كه در صورت عدم برخورد قاطع با چنين جرايمي اوضاع به مراتب بدتر خواهد شد» افزود: اين بحث كه زورگيراني كه اخيرا اعدام شدند،‌ سابقه قبلي نداشته‌اند؛ موضوع صحيحي نيست و آنها به اقرار خودشان چندين فقره اين جرايم را تكرار كرده بودند.

رئيس دستگاه قضا همچنين با رد اين نظر كه «به دليل فقر و نداري دست به ارتكاب جرم مي‌زنند» گفت: مگر عقلاني و انساني است كه هر فردي كه دچار فقر يا تنگدستي شود بايد دست به چنين جرايم وحشت‌انگيزي بزند و امنيت را از جامعه بربايد و آيا تمام راه‌ها براي رفع تنگدستي بسته است و تنها بايد به زورگيري و كيف‌قاپي اقدام كرد؟


برچسب‌ها: زورگیری, اعدام, خوف, وحشت, ترس
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 16:58  توسط حمید محمدی مزوشی  | 

بسم الله القاسم الجبّارین 

      دیروز شاهد اعدام دو زور گیر خیابان ایرانشهر تهران بودیم ؛ بسیار تسلی خاطزی زا فراهم آورد که قطعا اگر با اطاله انجام می گرفت این اثر بخشی خیلی کمتر بود ، ولی سرعت عمل و هوشیاری مقامات تعقیب و دقت کار مقامات تحقیق و نیز رسیدگی توام با فوریت از سوی مقام قضا ، باعث شد ، قطعیت مجازات به طور محسوسی در بین اقشار جامعه حس شود و این خود در پیشگیری از جرایم ، اولاتر است از شدت مجازات ها . 

قوانین اسلامی بسیار حساب شده و عالیست به شرط آنکه دقیق و به موقع اجرا شوند ، در حال حاضر آنچه جامعه انتظار دارند ، اعدام تمامی کسانی است که با وجود تمکن مالی زیاد ، در اختلاص 300000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000 ملیاردی 

خون امتی را در شیشه کرده اند و بیش از دوران جنگ تحمیلی ، تورم و فشار اقتصادی و روانی بر ملت شریف ایران تحمیل نمودند و آبروی نظام و دولت ما را بردند ....

دشمن خارجی اگر هر کاری بکند ، خیالی نیست ، ولی این نامرد های بی شرف را باید از وسط خط تقارن بدنشان ، اره کرد و قطعه لاشه های آنها را ، بر ورودی ها و خروجی های تمام شهر ها و روستاهای ایران آویخت  ، تا التیامی بر آلام و درد های ملت محجوب و با حیای ایران باشد ....

شاعر عالی قدری که الآن نمی دانم چه نام داشته ، سروده ای دارد :

من از بیگانگان هرگز ننالم           که هر چه کرد با من ، آشنا کرد 

و یا شاعری دیگر می گوید :

هر کس به طریقی دل ما می شکند 

بیگانه جدا ، دوست جدا می شکند 

بیگانه اگر می شکند باکی نیست 

از دوست بپرسید چرا ؟ می شکند 

در کل وقتی خبر مجرمانه ای شنیده می شود بلافاصله و بعد از مدت معقول و معمول آن ، بایستی خبر مقابله با آن و خبر توقیف مجرمان و اجرای مجازات در موردشان شنیده شود ، و اگر این طور شد ، به سرعت جرایم کاهش می یابد ....

طول دادن روند رسیدگی به جرایم خاص که در آن امنیت و آسایش عمومی خدشه دار شده و حیثیت نظام و دولت اسلامی لطمه دیده و رعب و حراس و وحشت در دل مردم جامعه افکنده ، بیش از اجتماع به ضرر حکومت است و مجالی است برای تاخت و تاز دشمنان بر ملت و با بالا رفتن فشار افکار عمومی موجبات تضعیف روحیه را در کشور فراهم می آورند و خبر سازی و شایعه سازی های آنچنانی می کنند ولی اگر در این گونه موارد امنیتی ، قوه قضاییه و نیروی انتظامی و سایر ضابطین خاص دیگر ، تمام توان را بگذارند که هر چه سریع تر قائله را ختم کنند ، قبل از افتادن ابتکار عمل به دست رسانه های بیگانه و مانور دادن آنها و فرافکنی و قیل و قال الکی و بزرگنمایی معاندانه شایعات کذب ، مردم ما دشمنان را ریشخند  خواهند کرد و پوزه دشمنان و منافقان به خاک مالیده خواهد شد انشاءالله ... انشاءالله ... انشاءالله .

پر زحمت ترین مشاغل ، شغل هایی هستند که با عدلت و احقاق حق گره خورده اند ،  ...

 کف پای خادمین مخلص  در قوه قضاییه و جان بر کفان و فداییان ملت ایران ، در نیروی انتظامی جمهوری اسلامی و سایر ضابطین خاص که در راه اجرای عدالت و حفظ امنیت تمام عمر بیدارند  را باید  ، تک تک افراد جامعه اعم از غنی و فقیر ببوسند و با تمام توان با ایشان همراهی کنند  و از ایشان ممنون و مشکور باشند .



برچسب‌ها: اعدام, اجرای عدالت, قوه قضاییه, زورگیران, نیروی انتظامی, مشکور, ببوسند
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1391ساعت 10:37  توسط حمید محمدی مزوشی  | 
بسم الله الرحمن الرحیم 

            خیلی وقت بود وب را به روز نکرده بودم ، امروز تصمیم گرفتم مطلبی هم  مهم و هم مفید تحریر کنم تا با یک تیر چند نشون بزنم .

دیشب اخبار سوریه و مردم مظلومش نشون می داد ، لحظه ای خودم و جای اونها گذاشتم ، تصورش هم ناگواره 

در اخبار شبکه یک صدا و سیمای پاک جمهوری اسلامی ایران ، با جوانان سوری مصاحبه می کرد ، نا خدا گاه فکری به ذهنم رسید ، گفتم تحریر کنم شاید کسی آن را پیاده سازی کند ، با توجه به جنگ داخلی تنها راهکار برای خلاصی مردم سوری از ظلم نامردهای مزدور بی ملیت ؛ این هست که از پتانسیل نیروی جوان کشور سوریه نهایت استفاده را بکنند ، در مصاحبه یکی از جوانان سوری می گفت که دانشگاه ها و همه مراکز علمی تعطیل شده ، بازار ها نیمه تعطیلع و زندگی مردمشون داره فلج می شه ، در این وضعیت باید یکی مثل شهید دکتر مصطفی چمران ( روحی فداه ) باید بر انگیخته شود و امورات رزمی  سوریه را در دست بگیره ، جوانان سوریه را در قالب دسته ها و گروه های بسیج مزدمی بایدساماندهی کنند و به آنانی که مورد اطمینانند و مورد وثوقند از هر بنج نفر یک نفر را مسلح به سلاح گرم کنند و در ورودی شهر هایشان مستقر کنند تا ابتدا کودتا چیان با این گروه ها درگیر شوند و مشغول باشند تا ارتش سوریه  بتواند خود را جمع و جور کند ؛ مثل دوران جنگ تحمیلی ایران با عراق ، که مردم مرز نشین و استان ها و شهر های مرزی ما به فرماندهی شهیدان جهان آرا و همت و چمران و متوسلیان و باقری و صیاد شیرازی و...  ساماندهی بسیجی گونه به خود دادند و دهان صدام و بعثی ها را سرویس کردند به طوری که هشت سال تلاش دنیای کفر نتوانست عراق را حتی یک متر داخل ایران هل دهد ........

سوریه سزشار از انرژی جوانانی هست که دقیقا الآن موقع آموزش ایشان برای نبرد های دفاعی و تن به تن خیابانی و .... نی باشد ، چون مردم سوریه همه جوره از سوی دولتشون حمایت می شدند و در رفاه مطلق به سر می بردند ، توالد و تناسل در این کشور به خوبی بالانس با وضعیت آنها صورت گرفته و سوریه کشوری جوان در منطقه است ولی تنها مشکلی که هست کمی ملتشان در غفلت از استکبار خوش بودند و باور نمی کردند این کلاه کشاد را غربی ها بر سرشان بگذارند ، لکن حالا هم دیر نشده و اتفاقا الآن وقتشه که جوانان سوری را بسیج عمومی و فرا خوان به دفاع تمام عیار از حیثیت خودشان بکنند و چون داغ دیده تر از ابتدای شروع جنگ شدند و حس ناموس پرستی و میهن پزستی هم در وجودشان قلیان نموده و دیشب این احساس در مصاحبه هایی که با خبر نگار ما داشتند کاملا معلوم بود ، یقین دارم اگر ناجی ای پیدا شود و با مشاوره برنامه ریزی دقیق اعلان بسیج همگانی در سوریه کند ، تمام جوانا و پیران و زن و مرد سوری به دعوتش لبیک می گویند و سریع تر از آنچه دنیا تصور میکند ،  بحران سوریه خاتمه پیدا می کند و تمامی متجاوزان به سوریه ،قبل از اینکه بتوانند جان سالم به در برند ، در حلقه جوانان سوری سقط می شوند ،انشاالله ....

باید دانشگاه ها در سوریه همانند دوران جنگ در ایران کاملا تعطیل شوند و جوانان را توجیح کنند و آموزش نظامی مقدماتی دهند و در هر محله عده ای را به سلاح گرم مسلح کنند و تعامل با ارتش را به ایشان بیاموزند تا بتوانند از محله هایشان در برای لانه گزینی و هجوم متجاوزات و مزدوران بدوا جلوگیری نموده و با سرگرم کردنشان مانع پیشروی و تجاوزات مقطعی ایشان شوند و با این کار به ارتش کمک بزرگی می شود تا هدفمند تر و منسجم تر بتواند منافقان و متجاوزان  در  سوریه را ریشه کن کند ....

تشکیل بسیج عمومی بسیار در وضعیت فعلی برای سوریه لازم است ، چون جدای از دفاع خیابانی و همکاری با ارتش ، به نوعی ستاد های بحران کوچک نیز در تمام کشور به طور اتوماتیک وار تشکیل و کمک زسانی ها نیز منسجم و به موقع صورت می گیرد و در تک ها و پاتک ها هم ابتکار عمل بیشتری به دست مردم بی گناه سوریه می افتد .....

خطاب به مردم سوریه اعلام میکنم ؛ بهترین الگو برایشان بسیجیان ایرانند ، بیایند و الگو بگیرند و ببرند پیاده سازی کنند و مطمئن باشند جواب می ده ، بارها آزمون شده و رد خور نداره ، آخرش هم شما جوانان سوریه هستید که باید وارد عمل شوید و الا از پیر هایتان  که توقعی نمی رود ، جوانان سوریه میدان جند المجهول (سرباز گمنام ) در انظار نامهایی هست که از میان بهترینهایتان  بدرخشند و با نثار خون خود نهال سوریه را از تاراج زمانه و خشکسالی مزدوری نجات بخشند و میدان جند المجهول را بنام خود مزین کنند و تاریخی افتخار آفرین و غرور آمیزی برای آیندگان و نسل های بعدی شما در سوریه رقم بزند ... انشاالله ...

به امید هلاکت همه منافقان مسلمان نما و سقط شدن تمامی متجاوزان به بی گناهان در دنیا ، در انتظار ظهور یگانه منجی عالم بشریت ، قطب عالم امکان ، حضرت مهدی موعود (عج) و  در گذرگاه تاریخ سر به سجده ملتمسانه به پیشگاه خداوند واحد ، رحمن ، قهار  می ساییم .....



برچسب‌ها: سوریه, بحران, مظلوم, جوانان, متجاوزان, منافقان, ارتش, بسیج, عمومی
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1391ساعت 14:25  توسط حمید محمدی مزوشی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم 

     مطالب ذیل  از استادم جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ منصور مظفری می باشد که با همت ایشان از لابلای کتب حقوقی ، فقهی و قوانین بین المللی گرد آوری و تنظیم شده  و لذا اینجانب ، چون امر ، پاک نویس و تایپ دست نوشته های وی را عهده دار شدم ، فکر کردم  اگر این گنجینه ارزشمند در اینترنت قرار گیرد تا همگان بخوانند منجر به  بهره برداری عالی و اثر گذاری عمومی می گردد  انشاء الله تعالی .  . ****************************************************************************

کتاب جزای اختصاصی{{ 3 }} 

(( جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی ))

 {{ در مورد جرایم علیه آسایش عمومی و امنیت عمومی در داخل و خارج کشور بحث و گفتو گو می کند  }}    

 پیشگفتار :

        این کتاب بر اساس مصوبات شورای عالی برنامه ریزی و مبتنی بر سر فصل های آموزش عالی ، دانشگاه جامع علمی کاربردی تهیه و به مباحث مورد نظر در در جزای اختصاصی 3 پرداخته ،ضمنا تا آنجا که در وسع گرد آورنده بوده به صورت شاخص محتوایی و معنایی با بسیاری از ابهامات از طریق آرای وحدت رویه قضایی ، نظریات تفسیری حقوق دانان ، به شیوه کاربردی و علمی ( کار آموزی و کار ورزی ) همراه شده که امید است ، مقبول اصحاب قلم و صاحبات اندیشه حقوقی واقع شود .

                                                                 منصور مظفری                                                                                                         07/07/1391                                                            یاز دهم ذی القعده 1433                            بیست و هشتم سپتامبر 2012

     درس اول   کلیات مباحث جزایی  الف  منابع جزای اختصاصی 3 :

1 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران    2 قانون مجازات اسلامی     3 قانون جرایم نیرو های مسلح جمهوری اسلامی ایران 4 قانون تعزیرات    5  قانون آیین دادرسی کیفری   6 آرای وحدت رویه  7 نظریات مشورتی  دکترین حقوقی  ب  تعریف جزای اختصاصی 3 کلیه  اقوال توهین آمیز و افعال و رفتار  های  تهدید آمیز شدید و وحشت زا  علیه  ،  اشخاص موثر در جامعه و اموال دولتی در جهت ناامنی ، قیام ، شورش ، سلب آسایش و اعتماد عمومی  به ویژه در باب گرانی ، اختلاس ، احتکار ، جعل ، قلب مسکوکات ، اخلال در نظام اقتصادی کشور ، نشر اکاذیب ، پخش مواد سمی  ، مواد میکروبی و مواد  شیمیایی  علیه تمامیت جسمانی افراد جامعه و جرایم علیه امنیت داخلی یا خارجی  کشور که سبب اشاعه فساد و فحشاء به طور فراگیر و وسیع در جامعه شود را در طبقه بندی جرایم به این عنوان می شناسیم .   ج    تفاوت جزای اختصاصی 3 با جزای اختصاصی 2 و  جزای اختصاصی 1 جزای اختصاصی 1 در خصوص جرایم علیه اشخاص و نفوس افراد جامعه به طور مطلق بحث و گفتوگو می کند و جزای اختصاصی 2 درمورد جرایم مالی و اضرار به اموال به طور مطلق بحث و گفتوگو می کند ، اما جزای اختصاصی 3 هم به طور اعم و هم به طور اخص در خصوص کلیه جرایمی که علیه امنیت مالی و جانی اشخاص و به نحو فراگیر و شدید رخ می دهد بحث و گفتوگو می کند و اضرار جانی و مالی جمعی وهرج و مرج برای جامعه به همراه دارد و مستقیما اقتدار دولت و حکومت را نشانه گرفته و در کل می توان گفت جزای اختصاصی 3 تجمیعی از مباحث مهم و اخص کیفری و امنیتی  و چکیده ای از مباحث  جزای اختصاصی 1 و 2 ( مالی و جانی ) می باشد .   جعل اسکناس و قلب سکه جدای از وارد کردن اضرار به  اموال خصوصی  ،  اضرار عمومی را هم به دنبال دارد و  بنیان های اقتصادی و اعتمادی کشور را نسبت به شاخص های مبادلاتی  کشور از بین برده و امنیت کشور مختل می گردد . در مواردی دیگر برخی با فتنه گری در حوزه های اقتصادی ، و ایجاد حباب در قیمت ها و گرانی مضاعف و تورم خارج از قاعده منطقی ، آسیب های جبران ناپذیری بر پیکره اجتماع وارد ساخته و موجبات ناامنی  و وحشت عمومی را فراهم می آورند به نحوی که هیچ گونه امنیت جانی و مالی و آسایش بنیادین ، برای  افراد جامعه باقی نمی ماند . در مواردی دیگر افراد مجرم با استفاده از آلالت جرم نا متعارف و نامعمول ، که قدرت فوق العاده مخربی نسبت به سایر ادوات برای ارتکاب جرایم دارند از فبیل اسید ، که در جرایم موسوم به اسید پاشی عنصر اصلی این جرم محسوب می شود ، اقدام به ارتکاب جنایت کرده و نه تنها باعث وارد آوردن  لطمات حول ناک بر تمامیت جسمانی افراد می شوند بلکه موجبات ارعاب عمومی در جامعه  را نیز فراهم می  آورند و آثار مخرب روحی این گونه جرایم بسیار شدید و در طولانی مدت بر ورح و روان شخص مجنی علیه و سایر افراد جامعه  اثرمی گذارد  که بایستی دولت  با اینگونه جرایم با جدیت مقابله کند  و مرتکبین این فجایع وحشت ناک را به شدید ترین وجه مجازات کنند تا ضمن التیام آلام قربانیان این جرایم ، درس عبرتی نیز برای اجتماع بشری در پی داشته باشد . سوال :  1 جزای اختصاصی 3 درباره چه جرایمی گفتو گو می کند ؟ 2 تفاوت  جزای اختصاصی 3 با جزای اختصاصی 2 و جزای اختصاصی 1 در چیست ؟ 3 منابع اصلی و قانونی جزای اختصاصی 3  کدامند ؟   درس دوم    محاربه و موارد شرعی و قانونی آن الف  مبانی شرعی محاربه : 1  آیه 33 سوره مائده (( همانا جزای آنان که علیه خدا و رسول قیام نموده و فساد و ستم می کنند ، قتل ، صلب ، قطع اعضاء و تبعید است )) 2  با استناد به ماده 8 قانون جرایم  نیرو های مسلح مصوب 1382 (( هر فرد نظامی که به منظور بر اندازی نظام جمهوری اسلامی ایران جمعیتی تشکیل دهد یا اداره نماید یا در چنین جمعیتی شرکت ، معاونت یا عضویت موثر داشته باشد ، محارب محسوب می شود . 3  بر اساس اصل نهم قانون اساسی : (( هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و حفظ تمامیت ارضی کشور ، آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند )) 4  اصل یکصد و پنجاه و دوم قانون اساسی    ((  سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ، بر  نفی هر گونه سلطه جویی و سلطه پذیری و دفاع از همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطه گر و روابط صلح امیز با دول غیر محارب استوار است  )) 5  مستفاد از ماده 280 قانون مجازات اسلامی مصوب 1390 (( محاربه عبارت است از کشیدن سلاح  به قصد تعدی به جان ، مال  ویا ناموس مردم و ارعاب آنها به نحوی که موجب نا امنی در محیط جامعه گردد ، هر گاه کسی با انگیزه های شخصی به سوی یک یا چند شخص خاص ، سلاح بکشد و عمل او جنبه عمومی نداشته باشد ، محارب محسوب نمیشود و همچنین است کسی که به روی مردم سلاح بکشد  ، ولی در اثر نا توانی موجب سلب امنیت نشود ))  سوال : 1        محاربه چیست ؟ 2        مبانی  شرعی و قانونی محاربه  کدامند ؟ 3        عناصر متشکله جرم محاربه کدامند ؟    درس سوم     محاربه و مجازات حدی آن و مفسد فی الارض  الف  دیگر مبانی قانونی محاربه : 1        ماده 282 قانون مجازات اسلامی مصوب 1390 (( راهزنان ، سارقان و قاچاقچیان که دست به  سلاح ببرند و موجب سلب امنیت مردم و راه ها شوند  محاربند  )) 2        همچنین سایر اشخاصی که بنا به هر دلیل غیر قانونی و به سهولت دست به اسلحه ببرند ((  زیرا عنصر اصلی از برای محاربه سلاح کشیدن عنوان شده )) 3        البته قاچاق فروش یا محتکران  حتی بدون سلاح کشیدن وفقط  (( چنانچه هر گونه کالا که مورد نیاز ضروری جامعه بوده  را از دسترس مردم خارج کند به نحوی  که نبود آن کالا موجبات هرج ومرج و نارضایتی عمومی را در میان مردم فراهم آورد  و غالبا  نیز فراگیر می شود  که باعث ناتوان جلوه دادن دولت می گردد نیز به طور محرز و قطع به یقین مسببان این گونه اعمال  محاربند )) 4        ماده 287 قانون مجازات اسلامی مصوب 1390 (( هر کس به طور گسترده دست به جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد جامعه  ، جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی ، نشر اکاذیب ، اخلال در نظام اقتصادی کشور احراق و تخریب اموال مردم و دولت ، پخش مواد سمی و میکروبی و خطر ناک یا دایر کردن مراکز فساد یا فحشاء یا معاونت در آنها به نحو موثر به گونه ای که موجب اخلال  شدید در نظم عمومی کشور ، ایجاد نا امنی ، آسیب رساندن  به تمامیت جسمانی و روانی  مردم ، ایراد خسایرت به اوال عمومی و خصوصی  و اشاعه فساد و فحشاء در حد وسیع گردد ،  مفسد فی الارض و محارب محسوب و به اعدام محکوم می گردد )) 5        از موارد فوق استنباط می شود که مفسد فی الارض و محارب بایستی فسادی که کرتکب می شوند همراه با وسعت زیاد و فراگیری و ناامنی شدید باشد در حالی که ایجاد وحشت عمومی و ارعاب از برای مردم به هر اندازه  که باشد جرم محسوب و بیش از سایر عوامل در بروز شورش و نارضایتی علیه حکومت موثر خواهد بود . 6        ماده 283 قانون مجازات اسلامی مصوب 1390 (( حد محاربه ( مفسد فی الارض )  یکی از چهاز مورد ذیل است : 1  اعدام  2  صلب  3  قطع دست راست و پای چپ  4  تبعید یا نفی بلد  )) سوال : 1        مبانی قانونی محاربه کدامند ؟ 2        عناصر متشکله  جرم  افساد فی الارض  کدامند؟ 3        چه نوع مجازات هایی در قانون برای جرم محاربه و افساد فی الارض مشخص گردیده ؟     درس چهارم      جرایم مخالف با آسایش عمومی  الف   تعریف : هر جرمی که به هر نحوی نفوس و  اموال مردم را مورد هدف قرار داده و به طور فراگیر و شدید از افراد سلب امنیت نماید ، مصداق جامع جرم علیه آسایش عمومی است .  ب   مصادیق شاخص جرم علیه آسایش عمومی :  1  قدرت و هیبت را به رخ کشیدن   2  خود داری ا ز رفتن به جنگ   3  دست به اسلحه بردن 4  جمع آوری نیرو بدون مجوز( تشکیل گروهک یا حزب و امثال آن ها )   5  ارتکاب جنحه و جنایت بر ضد آسایش عمومی   6  قلب مسکوکات و جعل  اوراق  و تزویر  7  فراری دادن محبوسین  و کمک به اختفاء مقصرین   8  اغتشاش  9  کمک به دشمن (جاسوسی )  10  بمب گذاری 11  همکاری با جاسوسان و کمک به مخفی شدن آنها و خیانت به مملکت  .  ج   جرم علیه دولت  : هر عملی  که به حکومت ، چه مستقیم و چه به طور غیر مستقیم  باعث ایراد لطمه به اعتبار و حیثیت  دولت و حکومت شود. د  دیگر مصادیق جرم محاربه : 1  عهد شکنی فراگیر 2  فتنه انگیزی عمومی 3  شورش و نا امنی 4  ارعاب و وحشت زایی 5  قطاع الطریق و راهزنی و راه بندی  6  ایجاد نارضایتی عمومی در مسایل رفاهی میان مردم  7  تشکیل باند های فساد و فحشاء به طور غالبی و استمراری  8  ایجاد فساد تهدید آمیز و رخنه در سیستم های  دولتی   9  ایجاد جنگ روانی و دامن زدن به اختلافات  شدید قومی مذهبی  و سیاسی  10  احتکار ، گران فروشی و کم فروشی  11  جعل اسکناس و سایر اوراق بها دار و اوراق رسمی  و قلب هر نوع مسکوکات با هدف ترویج در بازار  12 ربا خواری  و ترویج آن  13  اختلاس ، ارتشاء و کلاهبرداری  . سوال : 1         مصادیق جرم علیه آسایش عمومی کدامند ؟ 2        منظور از جرم علیه دولت چیست ؟ 3        تفاوت جرم محاربه و افساد فی الارض در چیست ؟    درس پنجم     جرم بغی  در نظام اسلامی و قانون اساسی   الف  از منظر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، بایستی علیه ظلم وستم قیام کرد با استنا د به اصل دوم (( ا سا س نظام اسلامی  ، حاکمیت و تشریع و قانونگذاری به خداوند یکتا تعلق دارد و لزوم تسلیم  بشر در برابر او را بازگو می کند و نیز مستفاد از بند دوم اصل مزبور ، وحی الهی و نقش بنیادین آن در بیان قوانین از طریق قرآن ، سنت  ائمه  معصومین علیهما السلام  و سیره و روش فقهای  اسلامی و نقش معاد و عدل  خداوندی در قانون گذاری و خلقت و آفرینش الهی  پی به اساس نظام اسلامی می بریم . با عنایت به بند ج اصل دوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران یعنی نفی هر گونه ستم گری و ستم پذیری و با عنایت به بند شانزدهم اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر تهعد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان تاکید شده و به موجب بند پنجم اصل چهل و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، منع اضرار به غیر و انحصار و احتکار و ربا خواری و سایر معاملات حرام و باطل را مد نظر قرار داده و مطلقا جایز ندانسته و در ضمن با استناد به اصل چهل و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران  ، وظیفه رسیدگی به فساد های مالی و استرداد وجوهات حاصل از حرام  ( غصب ، رشوه ، ربا ، اختلاس ، پولشویی ، جعل  و قلب پول و غیره ) از وظایف دولت است .  ب  مبانی شرعی و فقهی در خصوص  جرایم محاربه ، افساد فی الارض ، بغی  و شورش علیه امام  عادل  به شرح ذیل است : 1        امام خمینی (ره ) : هر فردی که از برای ترساندن مردم سلاح بکشد و قصد آنها را از جنبه مال و جانی و آبرویی نماید محارب است ، زیرا هم اراده جنگ و هم اراده فساد کرده . 2        شیخ طوسی (ره) : در محاربه ، مسلمان بودن شرط نیست ، و چه مسلمان باشد و چه مشرک و یا کافر ذمی و... چنانچه اقدام به ارعاب و ترساندن مردم و غارت اموال آنان نماید ، نظیر راهزنان  و قاچاقچیان  و گرانفروشان ، همگی جزء محاربند . اکثریت فقها قائلند به اینکه حتی اگر با چوب و سنگ نیز مردم را بترساند و خانه آنان را آتش بزند هم باید خسارت داده و هم اعدام بشود . 3        شیخ حسن نجفی (ره) : در کتاب جواهر الکلام پیرامون این موضوع می فرمایند : اگر یک نفر هم بترسد کافی است .( نفی خشونت و وحشی گری مد نظر است ) 4        فقها خروج علیه امام عادلی که زمامدار امور مسلمین گردیده و در مقام احیای احکام اسلامی است را بغی نامیده اند .                                                                           ج   مصادیق بغی و افساد فی الارض بر اساس ماده 287 قانون مجازات اسلامی :    1 جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد  2 جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی  3  نشر اکاذ یب  4 اخلال در نظام اقتصادی کشور  5  احراق و تخریب اموال عمومی و خصوصی به طور فراگیر 6  فتنه گری و ترویج فساد همراه با نا امنی عمومی شدید .    د  توضیحات دیگر در خصوص محاربه :  1  در اجرای حد محاربه ، برای قطع انگشتان دست فرد محکوم به حد محاربه ، اجرای حد به نحوی باید باشد که دست مجرم به طور صد در صد   از حیّز انتفاع وی خارج نشود و مقداری از انگشتان بایستی باقی بماند . 2   توبه مجرم (محارب) قبل از دستگیری و اثبات جرم ، مقبول است . 4        جرایم محاربه  ، افساد فی الارض و بغی  ، با یک بار اقرار مجرم و گواهی دو شاهد عادل  مذکر (مرد) ثابت می شود .   سوال : 1        از دیدگاه قانون اساسی چرا بایستی علیه فساد و ستم قیام کرد ؟ 2        مبانی شرعی و فقهی در خصوص بغی  ، محاربه و افساد فی الارض کدامند؟ 3        تفاوت بغی با افساد فی الارض و محاربه را بنویسد ؟ 4        مصادیق بارز بغی و افساد فی الارض و محاربه کدامند ؟   درس ششم   جرم سیاسی و مصادیق آن    الف  تعریف :  جرم سیاسی هر جرمی است که به طور کلی اساس و پایه های  حکومت اسلامی را از طریق گفتار های تهدید آمیز و غیز واقعی و رفتار های تهدید آمیز واقعی ، مورد حمله قرار داده و به هر طریق می خواهند جو آرام و با آسایش جامعه را مضمحل نمایند و بر هم بزنند .   ب  مصادیق جرم سیاسی  : 1        کلیه راهپیمایی ها ی بدون مجوز از وزارت کشور . 2        دست به شورش و درگيري زدن  و يا دعوت مردم به شورش و هرج و مرج. 3        دادن اطلاعيه براي تشويش اذهان عمومي نسبت به مسئولين نظام.    ج  عناصر جرم سیاسی : 1  به لحاظ جنبه عمومی ، مردم جامعه را به طور غالبی از دولت و حکومت ناراضی نموده   2  ایجاد رعب و وحشت شدید و فراگیر  و اخلال و هرج و مرج  در نظام اجتماعی به نحو موثر  که اوضاع از کنترول دولت خارج گردد .  3  هدف قرار دادن امنیت داخلی و خارجی و به طور کلی قصد براندازی حکومت اسلامی را نمودن .    چ  اقسام جرایم سیاسی  : 1  علیه دولت وحکومت و ملت و در کل علیه صلح عمومی جامعه باشد   2  انگیزه های سیاسی و انگیزه قربانی گرفتن از افراد موثر حکومتی با هم تلفیق شده باشد نظیر قتل یک رهبر سیاسی    3  ترکیبی از شورش و قیام ضد حکومتی و با انگیزه های سیاسی باشد .    و  انگیزه های سیاسی و هدف اصلی در جرم سیاسی :  1  دولت 2  مدیریت کشور (حکومت ) 3  اشخاص دولتی  4  سیاست های کشوری  5  قوانین نظام اسلامی   6  مصالح نظام اسلامی .  ز   دیگر مصادیق  جرم سیاسی : 1  قصد و انگیزه براندازی  2  تضعیف و تخریب نظام جمهوری اسلامی ایران  3  ایجاد جنگ روانی و جنگ داخلی و جنگ های حزبی و اجتماعی  تقویت آنها  4  تبلیغ  و ترویج نا امنی و و ایجاد رعب و وحشت عمومی   5  ترویج ضدیت با دولت و عناصر دولتی و حکومتی موثر و موجه  6  تعدی و تعرض به نفوس و اعراض مردم  با هدف ایجاد نارضایتی غالبی .  ح   عناصر اصلی جرم سیاسی :  1        عنصر ذمنی یا تلویحی : تفکر براندازی و طراحی و نقشه کشی فرد برای از بین بردن نظام  اسلامی .   2  عینی  یا خارجی  : پیاده سازی نقشه های شوم خود علیه حکومت و دولت اسلامی  از طریق وارد ساختن صدمات و لطمات شدید بر پیکره نظام اسلامی و اخلال در سیستم اداره مملکت  و ایجاد نا امنی به نحوی که دولت اسلامی  را  در انجام وظایف و مسئولیت هایش  ناتوان و ذلیل جلوه  دهد  .    ط   عناصر متشکله طرح براندازی :  1  تهیه اسلحه 2  تهیه مواد منفجره   3  انگیزه براندازی  4  ایجاد جنگ روانی و داخلی  4        کسب موفقیت در ایجاد تفرقه و کار شکنی بر ضد نظام اسلامی و جلب رضایت دشمنان داخلی و خاجی .   سوال : 1        جرم سیاسی چیست ؟ 2        عناصر جرم سیاسی را بنویسید ؟ 3        اقسام جرایم سیاسی و مصادیق آن کدامند ؟ 4        هدف از ارتکاب جرم سیاسی  چیست ؟   درس هفتم    توضیحات نهای محاربه و جرایم ضد امنیتی  نظامیان و جاسوسان    الف  تفاوت بارز محاربه و افساد فی الارض : 1        اسلحه کشیدن  2  ترساندن مردم 3  جنبه فراگیری و عمومی غلبه داشته و بیشتر است 3 کارزار ، جنگ ، قیام و شورش در محاربه دیده می شود اما در افساد فی الارض 1 فساد غالبی و شدید  2  هرج و مرج فردی و گروهی 3  عمومیت نا امنی و فاصله گرفتن از اخلاق توسط مفسدین و ترویج بی اخلاقی در جامعه کاملا مشهود است .  ب  عناصر برهم زننده امنیت کشور(محاربه) : 1 تشکیلات ساماندهی شده 2  افراد و اعضاء از سه نفر بیشتر باشند 3  طراحی و نقشه کشی 4 قصد و انگیزه براندازی حکومت اسلامی  5  دست به اسلحه بردن و فراهم نمودن تجحیزات جنگی  6  اقدام جهت بر هم زدن امنیت کشور .  د  جهات تحققق جرم تبلیغ علیه نظام و همسو شدن با گروه های مخالف نظام اسلامی : 1  افراد از سه نفر بیشتر باشند 2  هدف قرار دادن اصل نظام     3    مخالفت با اصول و ارکان نظام   4 ایجاد نارضایتی عمومی و فراگیر و شدید .  چ  جهات تحقق جرم کمک به دشمن و جاسوسی: 1 دست به اسلحه بردن  2  جزء مدیران و رهبران باغی و محاربب شدن ویا به عبارتی سمت سر کردگی گروهک های ضد نظام اسلامی را داشتن  و هر شخص موثر 3  اجتماع بیش از سه نفر مد نظر قانون گذار بوده .  و   جاسوسی : عبارت است از برخی اعمال مجرمانه  ، که به طور سازمان یافته و تشکیلاتی و از پیش طراحی شده که اطلاعات حساس و موثر و امنیتی و طبقه بندی شده و نظامی و حیاتی یک کشور و حکومت آن کشور را در اختیار بیگانگان قرار دادن و در نتیجه این کار به نفع اجانب و دول دشمن تمام می گرددو موجبات کشف نقطه ضعف های کشوری می شود که قربانی جاسوسی شده که در نتیجه منجر به غلبه دشمنان می گردد .    ز  دو عنصر اصلی در تبلیغ علیه نظام : 1  ضدیت با نظام اسلامی  2 هم سویی با گروه های مخالف با نظام اسلامی 3  کارشکنی با قصد غرض و بدون انتقاد و پیشنهاد های سازنده و دلسوزانه و فقط با هدف تخریب وجه نظام اسلامی .  ژ  مصادیق بارز فعالیت های تبلیغی علیه نظام اسلامی :1  گویندگی مفسده انگیز  2  استفاده ار رسانه ها و جراید بر علیه نظام اسلامی  3  چاپ و نشر 4 مصاحبه و مباحثه و مناظره با هدف ضربه زدن به نظام اسلامی 5  دعوت  به حضور در کنفرانس هایی که بدون مجوز تشکیل  می دهند  6 اخذ کمک های مالی از دشمنان برای ضربه زدن به نظام اسلامی  7  تشکیل صندوق و جمع آوری کمک های مالی به منظور اخلال در نظام اسلامی به هر طریق ممکن  8  اداره نمودن همایش های مخالف با نظام اسلامی  9 حضور پر رنگ و موثر از فضای مجازی و سایبری بر علیه حکومت و دولت اسلامی از قبیل را ه اندازی وب لاگ ها و سایت های بدون مجوز  . جهات دیگر مجرمیت در جرایم نظامیان  : 1  کمک به کشوری که با نظام اسلامی در حال جنگ است  2  همکاری و مراوده با دولی که در گذشته با ایران  سابقه جنگ داشته  3  همکاری فرد نظامی با گروه ها و افراد خراب کار که قصد بر اندازی نظام اسلامی را دارد 4  فرد نظامی خود شخصا به فعالیت های خرابکارانهو ضد امنیتی  علیه نظام اسلامی   اقدام کند و قصد بر اندازی  و کودتا داشته باشد  .  ی  ارکان کودتا ( جرم خاص نظامیان است و شبه نظامیان  ) :  1  حضور نظامیان در کودتا مشهود و محرز  باشد  2  توطئه دشمنان 3  غلبه  کودتا چیان بر نیرو های دولتی و مقاومت کنند در برابر آنها 4  ایجاد وحشت عمومی و فراگیر 5  سلاح کشی و تهدید با سلاح 6   تضییع حقوق الهی و مردمی  .  ک   مبانی قانونی جرایم ارتکابی ضد امنیتی  توسط نظامیان ( مصادیق محاربه و بغی  )  : 1  ماده 8 قانون جرایم نیرو های مسلح مصوب 1382  (( هر نظامی که به منظور بر اندازی نظام جمهوری اسلامی  ، جمعیتی سه نفره یا بیشتر ، تشکیل یا اداره نماید و یا در چنین جمعیتی شرکت یا معاونت موثر داشته باشد محارب  می باشد ( باغی ) .  2  ماده 9 قانون جرایم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران :  (( هر نظامی که به نحوی از انحاء برای جدا کردن قسمتی از قلمرو حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران یا برای لطمه وارد کردن به تمامیت ارضی  یا استقلال کشور ایران اقدام نماید ، محارب محسوب می شود و به طور خلاصه به هر نحوی با دشمنان و محاربان همکاری داشته باشد .  ل   ارکان جاسوسی در نظامیان : مستفاد موسع از  ماده 12 قانون جرایم نیرو های مسلح جمهوری اسلامی ایران {جاسوسی و محاربه نظامیان } : 1  لو دادن اطلاعات طیقه بندی شده به نفع دشمنان نظام اسلامی و افساد و اخلال فراگیر در نظام  2  اقدام به هر گونه فعالیت مخرب بر علیه ادوات و تاسیسات حساس و حیاتی و سیستم سایبری و الکترونیکی  کشور ایران  3  هر اقدام مضر بر علیه امنیت دفاعی کشور ایران 4  تخریب ، آتش زدن و یا انهدام  وسایل و اماکن  مهم و امنیتی نظامی  به قصد بر اندازی حکومت اسلامی  5  ایجاد شورش  و هرج و مرج  شدید .  م   انگیزه های جاسوسی : 1  انگیزه مالی 2 انگیزه جاه طبانه 3  انگیزه کسب شخصیت و موقعیت اجتماعی و سیاسی  4 انگیزه های روانی  5  انگیزه فریبنده  6 انگیزه  عشقی  7 روانپریشی و دوشخصیتی  بودن 8   انگیزه های عقید تی ، ملی و مذهبی یا نژاد پرستانه و برتری جویانه . سوال : 1        جاسوسی  چه نوع جرمی است ؟ 2        ارکان و جهات جا سوسی  کدامند ؟ 3        کودتا چه نوع جرمی است ؟ 4        ارکان و جهات کودتا کدامند ؟ 5        مبانی قانونی جرایم جاسوسی و کودتا ( محاربه نظامیان ) کدامند ؟    درس هشتم      تروریسم  و  تبانی  و اضرار مادی و معنوی به جامعه اسلامی  الف   ترور  و ترور ریسم : 1   ترور عبارت است از ایجاد ترس از سوی سران  حکومت ها  و بی کفایت جلوه دادن حکومت های سایر دول  است و در واقع ترور همان تلاش قدرتمندان فاسد و دیکتاتور برای سلطه جویی بر ضعیفان از طریق ارعاب و وحشت آفرینی است  2   تروریسم  عبارت از  ایجاد ترس از سوی طبقات پایین ، شورشیان ، انقلابیون و معترضین می باشد و گاهی این خشونت سیاسی است و با حمله نمودن به تعداد کمی قربانی ، درصد د تاثیر گذاری فراگیر بر عده زیادی از مردم می گردند و گا هی هم با ترور شخصیت های خاص  و موثر در جامعه و ایجاد وحشت ، خواهان تغییر در حکومت و رسیدن به اهداف خاصی می باشند و در کل به لحاظ انگیزاسیونی ، امور سیاسی و اجتماعی  جامعه قربانی تروریسم مورد هدف  می باشد .  ب  عنصر اصلی  تروریسم  همان اعمال خشونت و دست زدن به قتل و تخریب و ایجاد ارعاب اجتماعی و فراگیر در اشخاص وضربه کاری وارد نمودن به شخصیت های سیاسی و ملی مذهبی و غیر سیاسی می باشد .  ج  تروریسم  گاهی از داخل کشور و گاهی از خارج هدایت گردیده و اقدام به تخریب و خونریزی نموده و  به دو دسته تقسیم میشود : 1  تروریسم داخلی    2  ترورسیم خارجی   .  پ   تبانی  : تبانی یعنی توافق بین دو نفر و یا بیش از دو نفر برای ارتکاب جرم در راه عملی کردن یک قصد و هدف مشترک فی ما بین ایشان که موجب اضرار به غیر می گردد .  گ   عناصر اصلی در تبانی : 1  دو نفر یا بیشتر در تبانی مشارکت داشته باشند  2  اتفاق نظر و اشتراک در هدف مجرمانه 3 عنصر معنوی که همان قصد مجرمانه است  4  عنصر قانونی  ( هد فشان در قانون جرم شناخته شده باشد) 5  مساعدتشان موثر باشد 6  اقدام و شروع به جرم 7  طراحی و نقشه کشی استمراری برای ارتکاب جرم  7 عضویت ، معاونت ، مباشرت و حتی مشاوره دادن مجرمانه 8 تطابق و هم سویی فعل تبانی با جرم اصلی    .  ک  انواع تبانی  : 1  تبانی علیه امنیت داخلی و خارجی 2  تبانی علیه اعراض ، نفوس و اموال اشخاص جامعه اعم از عام وخاص .  ن    مبانی قانونی در جرایم مسبب اضرارمادی و  معنوی  و حیثیتی : شیوع دادن حتی یک کذب به قصد اضرار مادی  یا معنوی و خصوصا حیثیتی و اعتباری مستفاد از اصل یکصد و هفتاد و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1358 و نیز ماده 1  قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1339 (( هر کس بدون مجوز قانونی عمدا یا در نتیجه بی احتیاطی به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجاری یا به هر حق دیگر که به موجب قانون برای افراد جامعه ایجاد شده ، لطمه وارد کند و موجب اضرار وی در زمینه های فوق الذکر گردد ، شخص مجرم مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود می باشد و در  ماده 8 قانون مدنی آمده کسی که در اثر تصدیقات یا انتشارات مخالف واقع به حیثیت و اعتبار و موقعیت شخص دیگری زیان وارد آورد ، مسئول جبران است و زیان دیده به هر نحوی می تواند توقف عملیات و یا فعالیت فرد خاطی را از مقام قضایی بخواهد و ضمن اثبات تقصیر ، زیان عاید شده را از وارد کننده زیان واصل نماید و درماده 10 قانون مدنی آمده کسی که به حیثیت یا اعتبار یا سرمایه  شخصی و یا خانوادگی او لطمه وارد شود می تواند از لطمه زننده  جبران زیان مادی یا معنوی وارد شده را بخواهد و دادگاه نیز بنا بر صلاحدید بعضا می تواند مجرم را الزام به عذر خواهی فراگیر از زیان دیده نموده و درج حکم را در جراید و امثال آن  بخواهد .  ت    قیاس ارتکاب جرم ،  با تبانی ،  با  ارتکاب جرم بدون تبانی و به صورت فردی : مجرم  به طور طبیعی و با حضور فرد دیگری غیر از خود توانایی مضاعفی در رقم زدن جرایم خطرناک و بسیار موحش بدست می آورد و در این موارد مجرمین با توافق و همکاری با یکدیگر ، سریع تر و سازمان یافه تر و منسجم تر جرایم را به انجام و نتیجه رسانیده و بدین ترتیب امکان وقوع جرم و عقیم نمانده جرم بیشتر است و بهمراتب دارای خطرات تهدید آمیز بیشترو غیر قابل جبران تری برای اقشار جامعه می باشد لکن در ارتکاب جرم و شروع جرم بدون تبانی و با فاعلیت یک نفر مجرم ، مراحل شروع به جرم تا  حصول جرم ، اوصاف  فوق الذکر را به خود نمی گیرد .        ذ    وجه افتراق اشاعه و نشر اکاذیب با جنجال و هیاهو : شایعه سازی و کذب آفرینی معولا با نوشتجات و تحریریه ها و نقل قول ها و گفتار های آرام همراه بوده و از خشونت و وحشت آفرینی فیزیکی خبری نیست و به نوعی جنگ روانی و نرم محسوب می شود و دکترین این علوم از آن به عنوان آفند غیر عامل و پدافند غیر عامل سخن به میان می آورند لکن در پدیده  جنجال و هیاهو احتمال استفاده از انواع سلاح های متصوره وجود دارد اعم از سلاح گرم و سرد و شیمیایی و میکروبی و غیره ونیز ایجاد وحشت و هراس فراگیر مد نظر مجرمین در این گونه جرایم می باشد و مجرمین با هوچی گری قصد ایجاد تشویش در اذهان عمومی و هرج و مرج و خارج کردن اوضاع و احوال کشور را از دست نیرو های نظامی و انتظامی مدافع دولت و ملت دارند ؛ لازم به ذکر است که اگر هوچی گری و داد و فریاد راجع به مطلب خاصی یا شخص خاصی با افراد معدود و معلوم وقوع یابد این جرم جنبه خصوصی دارد ولی اگر طبق شرح فوق الذکر حالت عمومی و فراگیر به خود گرفت از مصادیق جرایم ضد امنیتی محسوب و مجرمین محارب تلقی می شوند . سوال : 1        ترور و تروریسم یعنی چه و به چند دسته تقسیم می شود  ؟ 2        عناصر اصلی در تروریسم کدامند ؟ 3        تبانی یعنی چه ؟ 4        عناصر اصلی در جرم تبانی کدامند ؟ 5        انواع تبانی  کدامند ؟ 6        مبانی قانونی در جرایم مسبب اضرارمادی و  معنوی  و حیثیتی  را ذکر نموده و بنویسید نحوه مطالبه زیان حاصل از این نوع اضرار چگونه است ؟ 7        وجوه افتراق جرم  اشاعه و نشر اکاذیب با جرم جنجال و هیاهو کدامند ؟ درس نهم       جعل و استفاده از سند مجعول  الف   جعل  : عبارت است از هر گونه تغییر و دگر گونی مادی و معنوی که در آن اصل چیزی مورد تردید قرار گرفته و موجب سلب اعتماد و آسایش عمومی می گرد د و همواره با فرا فکنی و تحریف واقعیت ها و توسل به حیله و نیرنگ  و روش های متقلبانه و کلاهبردارانه همراه بوده و اضرار به صاحب حق و منفعت نامشروعی برای غیر محق به دنبال دارد و از آنجا که ناظر به جنبه عمومی بوده و باعث ایجاد اختلال در کشور می شود در زمره جرایم ضد امنیتی محسوب و غیر قابل اغماز است و فقط در اسناد عادی و خصوصی و در دعاوی که شاکی خصوصی اقامه می کند و حقوق الناس مد نظر است اگر قابل گذشت باشد و شاکی بخواهد ، گذشت وی مقبول محکمه است ولی  در جنبه عمومی گذشت  اشخاص  معنا ندارد چون حق الله است .  ب   جهات وقوع جرم ضد امنیتی جعل : 1  جایگزین نمودن اسناد نامشروع و غیر واقعی با اهدف و انگیزه های مجرمانه به عوض اسناد مشروع و مبتنی بر واقعیت  2  همواره به صورت قلب متقلبانه ونیز به قصد سود جویی  و معملا با اضرار مادی و معنوی  به غیر و منفعت من غیر حق برای مجرم توأمان است  3  برای انجام اعمال و رفتارهای مخالف حقیقت و کذب و مجاز بکار میرود 4  در قرآن کریم نیز خداوند به وضوح به این نوع جرم در خصوص قوم یهود و اینکه این قوم در زمان خود اقدام به جعل و تحریف کلام خداوند می کردند و احکام الهی را به نفع خود تغییر می دادند و سخنان الهی را به قصد سود جویی و به  نفع مقاصد پلید خود و در جهت کسب ثروت و مکنت و اعتبار و قدرت مضاعف و مدیریت و سلطه بر مستضعفان  و در راستای پیروی از شیطان ، تفسیر ناروا می کردند 5  در راستای پوشاندن حقیقت و قلمداد نمودن بدل به جای اصل از شیوه مجرمانه و ضد امنیتی جعل استفاده می شود .  ج   عناصر اصلی جرایم جعل و تزویر :  1  ساخت مجرمانه   2  تغییر مجرمانه 3  کم و زیاد نمودن  و دخل و تصرف مجرمانه  3  قلب  4  اضرار 6  تحریف  7  منفعت مجرمانه 8 دگرگونی معنوی مجرمانه 9 اصلی جلوه دادن شیء بدلی  10 حیله و نیرنگ   11  نگارش مجرمانه  12  تراشیدن و خراشیدن اشیاء و اسناد با قصد مجرمانه   13 شکل دهی و شبیه سازی مجاز به حقیقت و ساخت نامشروع  با عنصر تزویر 14 در جرم قلب که معمولا راجع است به مسکوکات  چنانچه به تکثیر انبوه بیانجامد و همراه با ترویج در بازار باشد ، قطعا هدف و قصد مجرمانه  از این کار اضرار عمدی به غیر و سست نمودن پایه های اقتصادی و مبادلاتی کشور و سود جوئی نامروع می باشد و به نوعی کلاهبر داری در بُعد وسیع است و موجب اضعاف دولت در اداره امورات اقتصادی شده ونارضایتی گسترده مردمی را به همراه خواهد داشت و لذا  از جمله جرایم بسیار مهم  ضد امنیتی محسوب می شود و دولت باید با این مجرمان به شدت و حدت تمام برخورد قاهرانه نماید  .  د    جعل دراوراق و  نوشته جات : 1  نگارش ، تحریر و قلم زنی مجرمانه  2 خراشیدن و تراشیدن اوراق با قصد مجرمانه 3  به تاخیر یا تقدم انداختن تواریخ اسناد و اوراق  با قصد مجرمانه 4 تضییع مجرمانه  5 اضافه نمودن   6 محو یا حذف نمودن با قصد مجرمانه 7 تدلیس ، تحریف ، سوء استفاده  ، تزویر 8  حیله و نیرنگ و خدشه دار کردن .  م   جعل در سایر موارد  : 1  جعل احکام  2  جعل امضاء 3  جعل دست خط 4 جعل کلی اسناد نوشتاری ( موسوم به  سرقت های ادبی و هنری )   5   جعل نقش تمبر ، جعل تمبر , جعل علائم حک شده امنیتی نظیر آثار حاصل از دستگاه پرفراژ بر روی اوراق بها دار و امثال هم 7  جعل منگنه یا نشان انحصاری تجارتی و یا واتر مارک  های تجارتی و علائم اعتباری  در طلاجات و سایر اشیاء با ارزش و یا هر گونه اعلام امتیاز و ارزش مادی ومعنوی  تجارتی  و صنعتی  نظیر شماره و میزان عیار طلاو نقره و غیره و جعل نام شرکت ها و برند های معتبر بر روی اشیاع و اجناس بدلی و نا مرغوب  .  و   مبانی قانونی جرایم جعل و تزویر : 1        مستفاد قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 : جعل و تزویر عبارتنداز ساختن نوشته ، مهر ، امضاء ، خراشیدن و تراشیدن ، قلم بردن ، الحاق و الصاق ، اثبات ، سیاه کاری ،تقدیم وتاخیر در تواریخ ، بکار گیری مهر و یا علامت و نشان مخصوص دیگری بدون اجازه وی و نظایر اینگونه اعمال مجرمانه به قصد تقلب می باشد . 2        مستفاد ماده 524 قانون مجازات اسلامی : جعل در احکام  ، امضاء  ، دست خط ، مهر ، رهبری معظم جمهوری اسلامی و روئسای سه قوه را به اعتبار مقام آنان و یا با علم به جعل و تزویر و استعمال آن موجب مجازات حبس از سه  تا پانزده سال می گردد . 3        مستفاد ماده 525 قانون مجازات اسلامی  : جعل و تزویر در ، ، امضاء  ، دست خط و مهر رئیس جمهوری ، اعضای شورای نگهبان ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا مجلس خبرگان رهبری ، قضات ، مسئولین دولتی ، کارمندان سازمان ها و نهاد ها ، از حیث سوء استفاده از مقام رسمی آنها ، و یا جعل و تزویر نسبت به سایر موسسات دولتی و جعل منگنه و یا علامت و نشانهای انحصاری طلا جات و نقره جات و مسکوکات و اسکناس ها و سایر اسناد و اشیاء و نوشتجات بها دار و تعهد آور بانکی کشور از جمله جرایم ضد امنیتی محسوب و ضمانت اجرای قانونی برا یآن ملحوظ است . 4        مصادیق دیگر برای جرایم جعلو تزویر : 1  دخالت بی جا و بی مجوز و غیر قانونی و خارج از صلاحیت و وظایف محوله سازمانی ، توسط مقامات و مامورین و مسئولین دولتی  2  دخالت با امضاء و دستور و حکم ماموریتی صوری و ساختگی  3  استنکاف و بی مبالاتی در انجام ماموریت های محوله سازمانی از سوی مامورین دولتی و ترک فعل و هر گونه  تقصیر با احراز قصد عامدانه مامور در برخورد با متجاوز و متعدی  به حقوق مردم 4 پذیرش زندانی  توسط مسئولین زندان ها بدون مجوز قضایی 5  رهای زندانی بدون مجوز قضایی 6 دستور به بازداشت یا تعقیب غیر قانونی 7  صدور قرار مجرمیت واهی و بدون دلیل موجه از سوی مقامات خاطی قضایی  8  سوء استفاده در اجرای اوامر و  احکام قانونی 9  امتناع از دوستور مقام صلاحیتدار و و مرجع قضایی  توسط مامورین و ضابطین عام و خاص 10  ایذا و آزار و شکنجه متهم و مجرم ویا محبوسین  افراط و تفریط در اجرای مجازات ها  11 صدور گواهینامه ها و پروانه های  غیر واقعی و صوری  12  ورود به منازل مردم بدون اخذ مجوز لازم از مراجع ذی صلاح قضایی  13  غصب عناوین والقاب با اهداف مجرمانه  .  درس دهم       قلب  مسکوکات و ترویج  در بازار   الف   قلب :  تقلب ، اعمال و افعال متقلبانه ؛ عبارت است از هر گونه تغییر و دگر گونی در واقعیت و ماهیت اصلی شیء بدلی  از برای اصلی نشان دادن و واقعی جلوه کردن آن در جهت سود جویی و سوداگری نامشروع و این لغت بیشتر در خصوص مسکوکات تقلبی  استعمال می شود .  ب    عناصر اصلی جرم ضد امنیتی قلب : 1  خدشه 2  تغییر و دگر گونی  3 ساخت  4  ترویج در بازار و سوداگری و سود جویی 5 عنصر معنوی یا همان قصد و انگیزه نامشروع و  متقلبانه 5  جعل و تزویر و تحریف 6  کپی کردن و شبیه اصل کردن و حذف کردن و اضافه کردن  به شکل ظاهر شیء بدلی با عمل و عمد و آگاهی و با قصد مجرمانه .  ج   مبانی قانونی راجع به جرم ضد امنیتی قلب سکه :  مستفاد مجموع  ماده 518  و  520  قانون ماجازات اسلامی  : (( هرکس که شبیه هر نوع مسکوک طلا و نقره ، داخلی و خارجی ، از قبیل سکه های بهار  آزادی  ، سکه های حکومت های قبلی ایران ، لیره و نظایر آن را از پو لها و ارزهای دیگر که مورد معامله واقع می شوند را با قصد مجرمانه بسازد یا عامدا و عالما و قا چاقی وارد کشور نماید یا آنها را از کشور خارج کند یا مورد سوداگری قرار دهد یا ترویج در بازار کند ، به حبس از یک تا سه سال محکوم می شود )) 1   پس با عنایت به مواد 518 و519 و 520 قانون مجازات اسلامی  اسنباط می شود :  اولا   تمامی مسکوکات قلب شده بایستی در خارج و داخل کشور از اعتبار و شهرت  اقتصادی برخوردار باشند   ثانیا   فرد قلب کنند با انگیزه مجرمانه  و عالما و عامدا اقدام به جرم کرده باشد   ثالثا   مسکوک  مورد قلب واقع شده هم اکنون نیز در بازار مالیت داشته باشد و به لحاظ داخلی و بین المللی نیز قابلیت ارزش گذاری داشته باشد و چون امتیاز ضرب  سکه های رایج مبادلاتی در هر کشور با دولت آن کشور است و در انحصار حکومت است لذا سایر اشخاص چه حقیقی و چه حقوقی  حق ندارند در ضرب مسکوکات دخالت نمایند به همین جهت برای این جرم ضد امنیتی ، عنصر قانونی که همان ضمانت اجرا در مواد فوق الذکر است توسط قانون در نظر گرفته شده .  نکته   :  سودا گری با سکه تقلبی یعنی  مسکوک با مهارت خاص و بسیار عالی  قلب شده باشد به حدی که خبره ها هم به سختی بتوانند تقلبی بودن آن را بفهمند و مورد معاملات قرار گیرد و در بازار ترویج و عموم مردم از آن در عملیات های مبادلاتی استفاده کنند . 2        مستفاد از ماده 519 قانون مدنی : هر کس به قصد تقلب به هر نحو از قبیل تراشیدن ، بریدن و نظایر آن ، از مقدار مسکوکات طلا و نقره ایرانی و خارجی بکاهد یا عالما و عامدا در ترویج این قبیل مسکوکات مشارکت داشته باشد و یا آنها را داخل یا خارج کشور کند به حبس از یک تا سه سال محکوم میشود . ( غش در مسکوکات ) 3        مستفاد ماده 521 قانون مجازات اسلامی   : هر گاه اشخاصی که مرتکب جرایم ضد امنیتی  مذکور در مواد قانونی فوق الذکر گردند قبل از کشف موضوع توسط مامورین تعقیب ، ایشان را از ارتکاب جرم مطلع کنند و با مامورین در کشف و دستگیری سایر مجرمان و محل اختفاء آثارو ادوات جرم ، همکاری های لازم را بنمایند موجب تخفیف در مجازات  برای ایشان است .  د    وجه افتراق سوء نیت عام با سوء نیت خاص در جرم ضد امنیتی قلب : 1  سوء نیت عام : یعنی داشتن عمد  و قصد  نامشروع در جهت قلب ، مخدوش کردن ، ترویج ، داخل کردن اضرار به غیر و نفع شخصی که به طور معمول در نیت عام بوسیله خرید و فروش کردن و به جریان انداختن در بازار و دست به دست نمودن شیء مقلوب (مسکوک ) ایجاد میشود    2   سوء نیت خاص  داشتن عمد و قصد نامشروع همراه با فریب و نیرنگ نسبت به فرد خاصی از برای سوداگری و سود جویی نامشروع و فروش جنس تقلبی  به شخص خاصی و گرفتن سودی که نامشروع است و مطابق واقعیت و حقیقت نیست .  ر   مستفاد قانون مجازات اخلال گران در نظام اقتصادی کشور مصوب 1361 ، چنانچه افعال مجرمانه این افراد ، به مرحله موثری در جهت مقابله با اقتدار دولت اسلامی در کنترول اقتصادی و سیاسی  بازار مبادلاتی کشور باشد ، ( از مصادیق محاربه ) فرد مجرم به اعدام محکوم می گردد .  درس یازدهم          ربا   و  رشا   (به نوعی  تدلیس ، کلاهبرداری)  الف    ربا  : هر گونه زیاده که مترتب بر احیاء و عمران سیستم اقتصادی نبوده ( ارزش افزوده به همراه نداشته باشد ) یا به عیارت دیگر شخصی به شخص دیگری یک ریال داده و در موقع وصول دو ریل دریافت می کند بدون اینکه در چرخه اقتصادی سهمی داشته باشد و یا اینکه این فعل نا مشروع نسبت به کالاهای دیگر صورت گیرد مثلا یک گردو بدهد و یازده گردو درخواست کند به عوض آن یک گردو و این جرم است زیرا اموری که در آن گردش سرمایه و فعالیت اقتصادی واقعی در جهت تولید و توزیع و مصرف و جود نداشته باشد ودخل و سود زیاده از سرمایه اولیه نماید ، نامشروع است؛ از امام صادق علیه السلام توسط امام خمینی رحمه الله علیه  در کتاب تحریر الوسیله ، روایتی در این باب وارد شده : یک درهم ربا به لحاظ ارتکاب گناه کبیره برابر است با هفتاد مرتبه ارتکاب عمل زنا توسط را خوار با مادرش در خانه کعبه ؛ لذا مشخص می گردد که چنانچه افراد به این عمل روی بیاورند و موجبات ترویج این عمل نا مشروع را در بازار مسلمین فراهم نمایند و به عوض فعالیت اقتصادی سالم دست به ربا خواری بزنند ، نظام اقتصادی کشور متزلزل شده و تضییع می گردد و متعاقب آن اقتصاد خانواده ها نیز تحت فشار قرار خواهد گرفت و موجبات نارضایتی های عمومی را علیه حکومت و دولت اسلامی فراهم می آورد و به سرعت فراگیر می شود لذا ربا جزء جرایم ضد امنیتی محسوب می شود .  د   عناصر اصلی جرم ربا یا عملیات ربوی : 1  عنصر معنوی یاهمان قصد وانگیزه نامشروع و مجرمانه 2 عمد و علم داشتن به اینکه عمل ربا جرم است 3 اخذ زیاده و اکل مال غیر من غیر حق 4  داد وستد ربوی 5  تجارت و سود جویی بدون اقدام موثر و واقعی اقتصادی ومنتج نشدن عمل ربوی به ارزش افزوده 6  ضمنا  فرد ربا دهنده ملزم و متعهد به شروطی در قبال ربا گیرنده می شود که شروط باطل است و ربا گیرنده فقط به سود بیشترمی اندیشد و توجهی  به جهات معاملاتی و اقتصادی و احتمالات وقوع ضرر وزیان کاری برای  ربا دهنده  ، ندارد و همواره ربا خوار برای خود تصوراتی دارد که به طور غیر مولد و بدون زحمت و تلاش واقعی  سود بدست آورد  و در زمینه های شکوفایی و اشتغال زایی و کمک به مستضعفان و همنوعان به معنای واقعی کلمه قدمی بر نمی دارد و هیچگاه رضایت ربا دهنده و معایب مترتب بر این عمل نامشروع را مد نظر قرار نمی دهد وسود جویی و ثروت اندوزی را بدون تلاش و کوشش واقعی و با توسل به عملیات مجرمانه سر لوحه کار خود قرار داده .  ب   رشوه ، راشی ، مرتشی  ، ارتشا ، رشا : هر گونه عملیاتی که موجب تضییع حق گردد و احیاء باطل و به نوعی ابطال حق را در پی داشته باشد و در این راستا فرد در جهت برهم زدن نظم عمومی و سرپیچی از قانون و مقررات برآید و آسایش و امنیت عمومی را در کشور مختل نماید و حس بی اعتمادی به قانون و دستگاه هایدولتی و غیره را در اذهان عمومی فراهم کند به طوری که مردم دیگر به صداقت و حقیقت و واقعیت شک کنند و سود و نفع مادی و معنوی برای مجرمان این نوع جرایم ضد امنیت و آسایش عمومی در پی داشته باشد  را رشوه گویند .  ج   مستفاد از  مبانی قانونی رشوه مواد 96 و 588 قانون مجازات اسلامی : ((  اکل مال به باطل که بیشتر از جانب دولت و کارکنان مجری قانون و عاملان حکومتی و در راستای انجام وظایف قانونی بعضا  ازبرخی  متصور است و چنانچه به هر نحوی در جهت تضییع و از بین بردن حق و احیاء باطل و کمک به غیر حق اقدام کنند به شدید ترین وجه با آنان برخورد خواهد شد چون عمّال دولتی هستند ، برخود قانونی با کیفیت مشدد انجام می گیرد .  خ   عناصر اصلی جرم ضد امنیتی رشوه :  1  علم به جرم بودن  و عمد و قصد و انگیزه مجرمانه و نامشروع  2 داد و ستد مجرمانه 3 اختیار داشتن در انجام فعل مجرمانه  3  سود جویی  مجرمانه 4  وظیفه قانونی داشتن به انجام عمل مطابق با قانون و خلاف وظیفه عمل کردن 5 وظیفه قانونی نداشتن و بدون مجوز وارد کاری شدن 6 ابطال حق و احیاء باطل و قانون ستیزی .  گ   مبانی شرعی : قرآن کریم : (( الراشی و المرتشی کلا هما فی النار )) ترجمه : رشوه دهند و رشوه گیرند کلا در آتشند .  ک   مبانی قانونی جرایم ربا و رشا : 1   ماده 595 قانون مجازات اسلامی  (( هر نوع توافق بین دو یا چند نفر و  معنون به عنوان هر عقدی از عقود معینه از قبیل بیع ، قرض ، صلح و غیره  منعقد شود  و در آن قرار داد ، جنسی را با شرط  اضافه بر آن جنس مورد  وزن و پیمانه و کیل شده معامله نمایند و یا زاید بر مبلغ پرداختی را دریافت نمایند ، این عمل جرم تلقی شده و در فقه اسلامی به ربا خواری مشهور است ، لذا مرتکبین اعم از ربا دهنده  و ربا گیرنده و واسطه بین آنها علاوه بر رد اضافه به صاحب مال  به شش ماه تا سه سال حبس و تحمل هفتاد و چهار ضربه شلاق ( تعزیری ) محکوم خواهند شد و نیز معادل مال مورد ربا به عنوان جزای نقدی از مجرمین اخذ می گردد اما اگر به نظر دادگاه مضطر تشخیص داده شوند ، از مجازات معاف خواهند شد . 2        مستفاد ماده 588 قانون مجازات اسلامی : هر یک از داوران و ممیزان و کارشناسان ، اعم از اینکه از سوی دادگاه معین شده باشند و یا توسط طرفین دعوا ، چنانچه در مقابل اخذ وجه یا مال به طور  نامشروع به نفع یکی از طرفین اظهار نظر کنند یا اتخاذ تصمیم نمایند ،به حبس از شش ماه تا دو سال یا مجازات نقدی از سه تا دوازده میلیون ریال محکوم و آن مال ناشروع  به نفع دولت ضبط خواهد شد . 3        مستفاد ماده 590 قانون مجازات اسلامی  : اگر مال بلا عوض حتی  به  قیمت و مالیت  کم  و ناچیز  باشد و به معتمدین دولتی منتقل شود ، باز هم رشوه است و مامورین دولتی مرتشی ( رشوه گیرنده )  می باشند ؛ دهنده رشوه را راشی گویند  . 4        مستفاد ماده 591  قانون مجازات اسلامی : هر گاه ثابت شود که راشی ، برای حفظ حقوق حقه خود ، ناچار به پرداخت رشوه به مرتشی شود ، مسئولیت کیفری بر راشی بار نمی گردد و وجه یا مال مورد رشوه به او مسترد می گردد . سوال : 1        ربا چیست ؟ 2        رشوه  چیست ؟ 3        ارکان ربا و رشوه کدامند ؟ 4        مبانی شرعی و قانونی  جرایم ضد امنیتی ربا و رشوه  کدامند ؟    درس  دوازدهم    فنته انگیزی (احتکار ، گران فروشی و هر گونه ایجاد نارضایتی عمومی در اوضاع اقتصادی کشور)      الف   فتنه انگیزی : فتنه در لغت به معنای چیزی است که بسیار زیبنده و جذاب جلوه گر شده در صورتی که واقعیت امر کاذب بودن آن جلوت و شوکت و مکنت است و انسان نا آگاه را سخت به خود مشغول نموده که بعضا حاضر می شود تمامی غزیزان خود ازجمله فرزندانش را یکی بعد از دیگری ، برای دستیابی به آن شیء وسوسه گر ، فتنه انگیز و اغوا کننده ، قطعه قطعه کند و انسان های ساده اندیش و زود باور و نا بخرد در مواجه با فتنه آنچنان عنان از کف می دهند که عقل و منطق را رها کرده و قدرت تمیز مصالح را از مفاسد از دست می دهند و به نوعی مسخ فربندگی  منشاء فتنه می شوند به نحوی که حتی جان و مالی را هم که سالیان سال برای آن زحمت ها کشیده اند در جهت شیطانی و غیر الهی بکار می گیرند و صد درصد تسلیم امیال فتنه انگیز شیطانی خویش می شوند و ضمن تباهی خود منجر به ترویج باطل گرایی به روش های فتنه انگیزانه می شوند .مثال : اتومبیلی را تصور کنید که راکبی کاملا بی اراده ( مست و لایعقل )  آن را می راند و خودرو بدون کنترول  راکب به سراشیبی رسیده و هر چه سر راهش قرار بگیرد نابود میکند (فردی که اغوا شده در سراشیبی غفلت و تباهی قرار دارد  ،  زن و فرزند و مال و دوست و فامیل و ایمان و اعتقادات وهمه چیز ش را پایمال می کند واینگونه افراد در اصل  حیوانات انسان نمایند  ).  ب    مبانی شرعی جرایم ضد امنیتی      فنته انگیزی        : (( قرآن کریم و فقه غنی اسلامی ، تکلیف مسلمانان را نسبت به مواجه با اولیای شیطان یا همان سرپرستان و مدیران فاسق و جنایت کار و فتنه انگیز در جامعه از پدر یک خانواده تا رهبران جهان را روشن می سازد )) با استناد به مسنتبط از  آیه شریفه هفتاد و ششم از سوره مبارکه نساء در قرآن :  کسانی که به کذب متوسل شده اند و همانند شیطان ، با ظاهر سازی و فریب کاری ، خود را بسیار مهربان و از همراهان خدای رحمان و حافظان قرآن نشان داده و اموال و دارایی یک دختر معصوم را غصب نمودند و به این فعل ننگین خویش که همانا غارت و چپاول و استعمار حقوق و اموال عزیز ترین و مظلوم ترین انسانهای روی زمین بوده افتخار نموده و در مقام دفاع و به ناحق گفتند : ما با خداییم و احکام او را جاری میکنیم ؛ لذا اینجاست که آنها از محاربین بی باک و گستاخ  نیز بسیار خطر ناک تر و موحش ترند زیرا در اوج فسق و فجور و در منجلاب گناه ، همانند شیطان چهره واقعی خود را از مردم  پنهان نموده اند و خود را همچون خدای رحمان جلوه گر ساخته اند ، ولی در عمل شروع به قدرت طلبی و زر اندوزی و ریاست طلبی و ظلم وستم به مظلومان و مستضعفان نمودند و در اصل با ا ین  اعمال ورفتارشان   ، احام خدا را از درجه اعتبار می اندازند و باعث شیطان پرستی و ترویج دنیا گرایی و زر اندوزی و سلطه طلبی در اجتماع می شوند و رحم و مروت و جوانمردی و مسلمانی را ازبین می برند و از تعاون و وحدت اجتماعی پزهیز نموده و انسان های پاک را قربانی امیال شیطانی خود می کنند و بر روی اجساد قربانیان  با افتخار و اعتبار و به نام احیای دین حق قدم می نهند .  ج    احتکار ، گران فروشی  : البته مصادیق زیادی را  برای این نوع از جرایم ضد امنیت و آسایش عمومی  متصوریم لکن اهم آنها می توان  به جمع آوری ارزاق عمومی در سطح کلان ،  از بازار ها و مبادی وبادلاتی کشور توسط  محتکران  ، و ترویج مجدد آنها به بازار بعد از کسادی وبالا رفتن قیمت ها به صورت حبابی و غیر واقع و با قصد  سودا گری و سود جویی نامشروع در قالب گران فروشی همراه با حیله و حرکت های نرم متقلبانه می باشد و با این کار شروع به در تنگنا قرار دادن مردم و  بیزار نمودنشان نسبت به خداوند سبحان و احکام اسلامی و الهی می کنند ؛ پس بجاست که قرآن در سوره فوق الذکر می فرماید : افرادی که زمینه های فساد و فتنه انگیزی و تفرقه و جدایی و بی اخلاقی را درجامعه گسترش می دهند  با یستی بدون هیچ گونه مسامحه و معطلی به قتل برسند و ریشه کنی این نوع افراد را موکدا توصیه نموده است . سوال : 1        فتنه انگیزی چیست و چرا از جرایمی همچون قتل و محاربه  برای جامعه و حاکمیت الهی ، موحش تر و خطر ناک تر می باشد ؟ 2        چرا زر اندوزی و ریاست و قدرت طلبی از مصادیق بارز جرم فتهنه انگیزی به شمار می آیدو ضد امنیت و آسایش عمومی است ؟ 3        مبانی فقهی و الهی در خصوص مبارزه با پدیده فتهنه  انگیزی کدامند؟ 4        حکم خداوند در خصوص مفسد و فتنه گر چیست ؟  درس سیزدهم     ایراد جرح وآسیب  حول ناک و وحشت زا ، به جوارح  چهره و صورت اشخاص (غیر قابل بازگشت به وضع  نخستین )  الف    مبانی شرعی و فقهی جرایم  الفاح وجوه ظاهری و استکحال بدنی :  از قرآن کریم ، آیه شریفه  یکصد و چهارم از سوره مبارکه  المومنون به نص صریح "  تلفح وجوههم النار و هم فیها کالحون " که تعبیری از نوعی عذاب سخت ، خفت بار و موحش و به تعبیری سوزاندن صورت ها ی گناه کاران بوسیله آتش دوزخی  در آخرت است  ، اسنتباط شده و چره زیبای دنیایی ستمکاران رادر جهنم بسیار زشت و کریه المنظر می نماید به نحوی که اهل جهنم با دیدن خود متوحش تر می شوند و  در فقه و در امور دنیایی از  جرایم  علیه امنیت و آسایش عمومی تلقی می شود .  ب    مبانی قانونی جرم الفاح وجوه: 1        مستفاد اصل یکصد و هفتاد و یکم  قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: در این اصل بر لزوم جبران خسارت مادی و معنوی از سوی هر فرد ی که به ناحق مسبب ورود خسارت و اضرار به غیر شده  تاکید می شود حتی اگر وارد کننده خسارت ، از عمال دولتی و حکومتی باشد دیگر چه رسد به اشخاص عادی و یا جنایت کاران اجتماعی . 2        مستفاد اصل  بیست و دوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران : در این اصل آمده ، عرض و ناموس و حیثیت و جان و مال و حقوق حقه و مسکن و شغل  اشخاص درستکار و قانونمند  جامعه از هر تعدی ، تجاوز و  تعرضی مصون است . 3        مستفاد اصل سی و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران   : در این اصل نیز بر جایز نبودن هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر ، بازداشت ، زندانی و یا توقیف شده تاکید می کند .  ج     مصادیق برای جرم ضد امنیتی الفاح وجوه  ظاهری و استکحال بدنی : از مصادیق عیان که به کرات هم در حال وقوع می باشد  ، ارتکاب جرم اسید پاشی است که این عمل حول ناک نتنها موجب اضرار جانی فرد مجنیٌ علیه می شود بلکه به فجیح ترین و قبیح ترین وجه ممکن ، اعضاء و جواره وی را ازبین می برد و بخصوص صورت و دستها را و لذا زجر آور و ناجوانمردانه است و مجنی ٌ علیه دیگر هیچ گاه به زندگی عادی بر نمی گردد  و چهره ای غیر قابل تحمل پیدا می کند و گوشه گیر و سر خورده از اجتماع ، دچار افسردگی شای شدید روانی و مادام العمر می شود و حتی اگر اسید موجب کوری و از کار افتادگی دستها و سایر نواحی حساس و کارا در بدن بشود ، به دنبال آن فرد اگر شاغل باشد ، شغل خود را نیزاز دست می دهد  و از امرار معاش عاجز می ماند شاهد این مصداق ، دختر و مادری هستند که چندی پیش قربانی اسد پاشی شدند و لذا به طریق اولی بعد از این واقعه ، در هر روز که از عمرشان می گذرد ، با دیدن وضعیت وخیمی که دارند از خداوند آروزوی مرگ می کنند و می دانند که تا آخر عمرشا با شکنجه های روحی وعذاب جسمی دست به گریبان خواهند بود  و چون در اجتماع نیز حضور دارند و انسان مدنی الطبع است ، لذا جدای از شخص مجنی ٌ علیه سایرین نیز با دیدن وضعیت وی و یا حتی با شنیدن حادثه فجیحی که برای او رخ  داده ، متوحش و فسرده شده و هراسان گشته و این گونه جرایم  به مراتب بیشتر از محاربه و قتل و غارت  وغیره موجبات انزجار و تشویش اذهان عمومی را فراهم می آورند و به همین خاطر بسیار بیش تر از سایر جرایم امنیت و آسا یش عمومی را  تهدید می کنند ؛ لذا برخوردی قاطع و فوری با عاملان اینگونه جنایات را جامعه از ناحیه  دولت انتظار دارد  و نوع مجازات هم باید بطبع شدید تر و قاهرانه تر باشد به نحوی که واقعا باعث عبرت آموزی  اجتماعی شود و اگر غیر این باشد از اسباب بی کفایتی و سهل انگاری دولت وقت محسوب شده و موجب هرج ومرج و نارضاتیت های عمومی نسبت به عدم اجرای عدالت در جامعه می شود ؛ ضمنا کشیدن شیء تیز و برنده به صورت اشخاص و سوزاندن با هر ماده و وسیله سوزاننده و یا ایجاد له شدگی به نحوی که برای همیشه  چهره شخص از حالت طبیعی خارج شود و با همین قصد ونیت مجرمانه نیز از مصادیق جرم الفاح وجوه است .  د    دلایلی که قرآن کریم جرم ضد امنیتی الفاح وجوه  و جرم فتنه انگیزی را از قتل هم سنگین  تر و فجیح تر دانسته این مطلب است که جرم قتل و امثال آن مقطعی بوده و گذر زمان و پرداخت خسارت به ولی دم  تا حدودی می تواند در جبران مافات نقش داشته باشد و داغ  و اندوه وارده  را التیام بخشد ولی جرم الفاح وجه و فتنه گری ، اثرات مخرب روحی روانی و جسمانی مادام العمر برای قربانیان این جرایم و  تمامی اقشار جامعه به همراه دارد و مهم تر اینکه اقتدار و شوکت و دولت  حکومت اسلامی را هدف قرار می دهد و عدم برخورد قاطع با این اعمال قبیح به سرعت باعث براندازی حکومت و دولت و آشوب و بلوا ی عمومی می شود و به دلیل اضرار شدید فردی و اجتماعی و غیر قابل جبران ، در زمره مهم ترین جرایم ضد امنیت و آسایش عمومی قرار دارند . سوال : 1        جرم الفاح وجه و استحکال بدنی یعنی چه ؟ 2        مبانی شرعی و فقهی جرایم  الفاح وجوه ظاهری و استکحال بدنی کدامند ؟ 3        مبانی قانونی جرم الفاح وجوه ظاهری و استکحال بدنی کدامند ؟ 4        مصادیق برای جرم ضد امنیتی الفاح وجوه  ظاهری و استکحال بدنی کدامند ؟ 5        دلایلی که قرآن کریم جرم ضد امنیتی الفاح وجوه  و جرم فتنه انگیزی را از قتل هم سنگین  تر و فجیح تر دانسته چیست ؟  

   {{ تقدیم به کلیه علاقه مندان به دانش حقوقی  ، بویژه دانشجویان رشته حقوق و فقه ، علوم جنایی ، جزا و جرم شناسی }}

 « مساعد برای دورهای کارشناسی ارشد و دکتری  و آزمون های سراسری از قبیل وکالت و قضاوت » 07/07/1391 *********** یازدهم ذی القعده 1433 *********** بیست و هشتم سپتامبر 2012  

گرد آورنده  : 

 مدرس مقطع کارشناسی حقوق قضایی جناب حجت الاسلام  منصور مظفری دانشگاه جامع علمی کاربردی   و  من  الله   التوفیق

  پایان


برچسب‌ها: جرم, امنیتی, آسایش, عمومی, اسید پاشی, ربا, رشوه, احتکار, جزا, مجازات, شدید, جعل, قلب, تزویر, مسکوک
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391ساعت 11:1  توسط حمید محمدی مزوشی  | 
بسم الله الرحمن الرحیم 

       حلول ماه ماتم اهل بیت عصمت و طهارت را به عموم مسلمین جهان تسلیت و تعزیت عرض می کنم ، از طرفی شروع سال نو قمری نیز هست ، که اولین ماه این سال ، همین ماه محرم است ، و خداوند متعال با اینکه قتل بیگناهان را از اساس باطل و حرام دانسته و نیز ماه هایی را هم از بدو اسلام نشان کرده  که در این ماه ها به طور کل جهاد و خون ریزی حرام اعلام شده و کیفیت مجازات شرعی آن هم از اقسام مجازات های  مشدد به شمار می رود ولی افراد پست فطرت ، در روز گاری که هم عصر اما حسین علیه السلام بودند ، دست به جنایتی زدند که تا قیام قیامت نسل بشر را نزد اهل آسمان ها خجل کردند ، و همان بی حرمتی به {{ آل طه و آیاسین و آل عمران }} منجر به این گردید که اعراب هیچ گاه نتوانند ، نوروزشان را جشن بگیرند ، تحویل سال در همه مکاتب دنیا جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده ، بودا ف یهود ، ارامنه ، هندو و غیره هر کدام آغاز سال نو را برای خود جشن می گیرند و لی اعراب با این لکه ننگی که بنی امیه به دامانشان گذاشت ، اگر بخواهند هم نمی توانند به معنای واقی در اول سال قمری و موقع تحویل این سال ، جشن بگیرند ، چون جهان اسلام ، ازین مصیبت داغ دار است و این عزای عمومی فقط شامل ممالک شیعه نشین نیست بلکه دنیا و سر تا سر عالم ، در ماه محرم سوگوار است و حسی عجیب و یا به تعبیری نیرویی ماورایی ؛ از سوی عالم بالا بر زمینیان مستولی می شود ، همین نیروی فراگیر باعث می شود تا افراد بشر ، چه انها که دین الهی غیر از اسلام دارند و چه پیروان سایر کاتب غیر الهی همه و همه متوجه دگر گونی عالم  در ماه  محرم  می شوند و هر کجای دنیا که هستند به طور نا خود آگاه به سمت  اسلام که کامل ترین مکتب است متمایل می شوند ، و با دیدن نوع عزا داری خاص مسلمین برای (( آقا ابا عبد الله الحسین علیه السلام )) ضمیر آگاهشان کنجکاوانه  ایشان را برای جستن حقیقت و کنکاش پیرامون دین اسلام که مظهر عدالت و ظلم ستیزی است ترغیب می کند .

به همین خاطر گرایش به اسلام و توسل و تمسک به دین حق و حقیقت و نیز دست به دامان اولیای الهی شدن در این ماه توسط غیر مسلمین بیشتر از سایر یام و ماه های دیگر است ؛

این جمله که حضرت امام خمینی رحمه الله علیه فرموده عاشورا و محرم است که اسلام را زنده نگه داشته ، واقعا صحیح و بجاست و حکیمانه و فهیمانه ترین سخنان است که بیان آن فقط از سوی چنین مرجع والا مقامی متصور است و بس .  در پایان از کلیهء مزوشی های مقیم سایر بلاد اسلامی و غیر اسلامی تقضای تشرف به زادگاه آباء اجدادی خود را دارم و امیدوارم هیچ کدام از مزوشی ها گرفتار روزمره گی نشوند تا بتوایم  در تاسوعاو عاشورا ی حسینی  در قریه مزوش حضور بهم رسانیم . 

منتظر تشریف  فرمایی شما در مزوش هستیم ، سیده الرقیه بنت الحسین علیه السلام  شافی و حافظ ولاد تان باشد از کوران حادثات زمانه ، انشاءالله . 


برچسب‌ها: سیده الرقیه, عاشورا, تاسوعا, امام خمینی, ابا عبد الله الحیسن علیه السلام, غیر مسلم, مکاتب الهی, مکاتب غیر الهی
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت 11:45  توسط حمید محمدی مزوشی  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

بازگشت همه به سوی خداست

      د ست  تقدیر بار دیگر احدی از مزوشی ها را از جمع ما جدا کرد ، بی بی شهر بانو باقری ، الگوی اعتماد به نفس و تقوی بود ، عزت نفس مثال زدنی داشت ، حسن خلق و طرز برخورد با افراد توسط ایشان واقعا بی بدیل و حکمت آمیز بود ، اندک سخن می گفت و اهل سخان پند آموز بود ، چه در شنیدن و چه در گفتن .

او همسر شادروان مرحوم مغفور ، جناب آقای حاج محمد محمدی مزوشی و والده محترمه آقایان رجبعلی ،قاسمعلی،میرزاعلی محمدی مزوشی می باشد و مادر خانم آ قایان ، علی مرادی مزوشی ، امیر قلی صادقی مزوشی (علیه الرحمه ) مجید محمدی مزوشی و ابولفظل مرادی مزوشی می باشد ؛ اینجانب به نمایندگی از سوی همه مزوشی ها مصیبت حادث شده را به خیل بازماندگان آن مرحومه تسلیت عرض می کنم ، از خداوند متعال علوّ درجات بهشتی و سعادتمندی آخرت  ، کما اینکه در دنیا نیز اینگونه بود برای آن تازه گذشته خواهانم .

 


برچسب‌ها: شهر بانو صادقی, فوت, مزوشی ها
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1391ساعت 8:53  توسط حمید محمدی مزوشی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

قال رسول الله صلواه الله علیه و علی اهل بیت الطیبین الطاهرین

۱- ما تقرب العبد الی الله بشیء افضل من سجود خفی

ترجمه:

هیچ کس به چیزی بهتر از سجده نهان ، به خدا تقرب نمیجوید .

منبع:   کنز العمال ، ج ۳ ، ص ۲۴ ، ح ۵۲۶۹

۲- ما اوذی احد مثل ما اوذیت فی الله .

ترجمه:

هیچکس آن قدر که من در راه خدا اذیت دیدم ، اذیت نکشید

منبع:   کنز العمال ، ج ۳ ، ص ۱۳۰ ، ح ۵۸۱۸

۳- ما من ساعة تمر بابن آدم لم یذکر الله فیها الا حسر علیها یوم القیامة

ترجمه:

ساعتی بی ذکر خدای بر آدمی زاد نگذرد مگر روز قیامت بر آن حسرت خورد .

منبع:   کنز العمال ، ج ۱ ، ص ۴۲۴ ، ح۱۸۱۹

۴- اشقی الاشقیاء من اجتمع علیه فقر الدنیا وعذاب الَخرة

ترجمه:

از همه بدبختان بدبختتر کسی است که فقر دنیا و عذاب آخرت را با هم دارد

منبع:   کنز العمال ، ج ۶ ، ص ۴۹۲ ، ح ۱۶۶۸۳

۵- افضل الاعمال بعد الایمان ألتودد الی الناس

ترجمه:

بهترین کارها پس از ایمان به خدا دوستی با مردم است

منبع:   کنز العمال ، ج ۹ ، ص ۵ ، ح ۲۴۶۵۳

۶- لا یُعجِبَنَّکُم إسلامُ رَجُلٍ حَتَّی تَعلَموا کُنهَ عَقلِهِ

ترجمه:

مسلمانیِ کسی شما را به شگفت نیاورَد تا آن گاه که حقیقت خِرَدش را در یابید

منبع:   مسند الشهاب ، ج ۲ ، ص ۸۸

۷- ساعات الاذی فی الدنیا یذهبن ساعات الاذی فی الاخره

ترجمه:

ساعتهای آزار این دنیا ساعت‌های آزار آخرت را نابود می‌کند

منبع:   نهج الفصاحه

۸- النظرة سهم مسموم من سهام ابلیس .

ترجمه:

نگاه بد ، تیری زهر آگین از تیرهای شیطان است

منبع:   نهج الفصاحه ، ص ۶۳۶ ، ح ۳۱۵۹

۹- المؤمن اکرم علی الله عز وجل من بعض ملائکته

ترجمه:

مؤمن نزد خدا از بعض فرشتگان او عزیزتر است

منبع:   سنن ابن ماجه ، کتاب الفتن ، ح ۳۹۳۷

۱۰- من کان فی حاجة اخیه ، کان الله فی حاجته

ترجمه:

هر که از پی حاجت برادر خویش باشد ، خدا از پی حاجت وی باشد .

منبع:   صحیح بخاری ، کتاب المظالم ، ح ۲۲۶۲

۱۱- اخوف ما أخاف علی امتی الهوی وطول الامل .

ترجمه:

بر امت خویش بیش از هر چیز از هوس و آرزوی دراز بیم دارم

منبع:   کنز العمال ، ج ۳ ، ص ۴۹۰ ، ح ۷۵۵۳

۱۲- انی فیما لم یوح الی کاحدکم

ترجمه:

من درچیزهائیکه بمن وحی نرسیده مانند یکی از شما هستم

منبع:   نهج الفصاحه

۱۴- ایاک ومصادقة الاحمق فانه یرید أن ینفعک فیضرک .

ترجمه:

از دوستی احمق بگریز ، که میخواهد به تو نفع رساند ولی ضرر میرساند .

منبع:   کنز العمال ، ج ۱۶ ، ص ۲۶۶ ، ح ۴۴۳۸۸

۱۵- من المراة ان یکون بکرها جاریة

ترجمه:

از میمنت و خوش‏قدمی زن، این است که اولین فرزندش دختر باشد

منبع:   مستدرک الوسائل، ص‏۱۱۱

۱۶- تزوجوا النساء فانهن یأتین بالمال .

ترجمه:

زن بگیرید که زنان توانگری می آورند

منبع:   کنز العمال ، ج ۱۶ ، ص ۲۷۵ ، ح ۴۴۴۳۱

۱۷- خیر الصداق ایسره .

ترجمه:

بهترین مهرها آن است که سبکتر باشد

منبع:   کنز العمال ، ج ۱۶ ، ص ۳۲۰ ، ح ۴۴۷۰۷

۱۸- نعم الشفیع القرآن لصاحبه یوم القیامة .

ترجمه:

چه نیکو شفیعی است قرآن در روز قیامت ، برای کسی که قرآن خوانده باشد .

منبع:   کنز العمال ، ج ۱ ، ص ۵۴۰ ، ح ۲۴۲۲

۱۹- المرض سوط الله فی الارض یؤدب به عباده

ترجمه:

بیماری تازیانه خدا در زمین است که به وسیله آن بندگان خویش را ادب میکند .

منبع:   کنز العمال ، ج ۳ ، ص ۳۰۶ ، ح ۶۶۸۰

۲۰- البطانة تقسی القلب .

ترجمه:

پرخوری دل را سخت میکند .

منبع:   نهج الفصاحه ، ص ۲۲۲ ، ح ۱۱۱۱

۲۱- من سره أن یستجیب الله له عند الشدائد والکرب فلیکثر الدعاء فی الرخاء

ترجمه:

هر که دوست دارد خدا هنگام سختی و مصیبت دعای وی اجابت کند ، هنگام گشایش دعا بسیار کند

منبع:   سنن ترمذی ، کتاب الدعوات ، ح ۳۳۰۴

۲۲- لیس شیء اکرم علی الله تعالی من الدعاء

ترجمه:

هیچ چیز نزد خدا ، گرامی تر از دعا نیست .

منبع:   سنن ترمذی ، کتاب الدعوات ، ح ۳۲۹۲

۲۳- لا یمنعن رجلا مهابة الناس ان یقوم بحق اذا علمه .

ترجمه:

ترس از مردم ، شما را از رعایت حقی که میدانید باز ندارد

منبع:   کنز العمال ، ج ۱۵ ، ص ۹۲۳ ، ح ۴۳۵۸۸

۲۴- ان أسرع الدعاء اجابة دعوة غائب لغائب .

ترجمه:

دعایی که غایبی برای غایبی دیگر کند ، از همه دعاها زودتر مستجاب میشود .

منبع:   سنن ابی داود ، کتاب الصلاة ، ح ۱۳۱۲

ان الله تعالی یحب اذا عمل أحدکم عملا أن یتقنه .

ترجمه:

خداوند دوست دارد که وقتی یکی از شما کاری میکند آن را کامل کند .

منبع:   کنز العمال ، ج ۳ ، ص ۹۰۷ ، ح ۹۱۲۸

۲۵- انک لن تدع شیئا اتقاء الله عز وجل الا أعطاک الله خیرا منه

ترجمه:

اگر از ترس خدا از چیزی درگذری ، خداوند بهتر از آن را به تو خواهد داد .

منبع:   مسند احمد ، مسند البصریین ، ح ۱۹۸۱۳

۲۶- اتقوا الدنیا فوالذی نفسی بیده انها لأسحر من هاروت وماروت .

ترجمه:

از دنیا بپرهیزید ، قسم به آن کس که جان من در کف اوست که دنیا ازهاروت و ماروت ساحرتر است

منبع:   کنز العمال ، ج ۳ ، ص ۱۸۲ ، ح ۶۰۶۳

۲۷- آیه المنافق ثلاث اذا حدث کذب و اذا وعد اخلف و اذا ائتمن خان

ترجمه:

نشان منافق سه چیز است سخن بدورغ گوید از وعده تخلف کند و در امانت خیانت نماید

منبع:   نهج الفصاحه

۲۸- الهوا و العبوا فانی اکره ان یری فی دینکم غلظه

ترجمه:

تفریح کنید وباری کنید زیرا دوست ندارم که در دین شما خشونتی دیده شود

منبع:   نهج الفصاحه

{{شانزدهم آبان 1391 | 21:52 | نویسنده : جابر صادقی مزشی}}


برچسب‌ها: حضرت محمد, احادیث, پیامبر
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 8:26  توسط حمید محمدی مزوشی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه لازم ندارد ، صاف می روم سر اصل مطلب ، همانگونه که مستحضر هستیم مملکت دچار نوعی بی بند و باری شده ، که این بیماری اجتماعی از نوع امراض واگیر دار است و به سرعت هم در حال پیشروی ، و با شیوع و گسترش آن ، شاهد افول روز افزون غیرت در کشور هستیم ، و به دنبال آن بیکاری و در نهایت کاهش ازدواج را هم در پی دارد  و البته توالد و تناسل هم کم شده و حد اقل پنج سال آینده ایرانی پیر و نا کار آمد خواهیم داشت و همه این موهبت ها از الطاف ورود خانم ها به بازار کار است .

در اسلام ؛ رجال را قوامون بر نساء دانسته و مدیریت زندگی را به مرد ها سپرده در حالی که هم اکنون زن ها قائم بر مرد ها شده اند ، اکثرا به لطف اینکه خدمت سربازی انجام نمی دهند و مورد تفقد بیش از حد جامعه هستند ، توانسته اند با سوء استفاده از این نابرابری ها  در ایفای مسئولیت فطری خود نیز قصور کنند 

در حال حاضر هر کدام از ایشان که توانسته اند به ادارات رسوخ کنند ، برابر مرد ها و چه بسا بیشتر از مردها حقوق دریافت می کنند و نتنها کمکی به پیشرفت اجتماعی نمی کنند بلکه اسراف و ولخرجی هم می کنند و بخصوص آنهایی که شوهر نکرده اند اصلا مرد ها را قبول ندارند و حتی مسخره هم می کنند چون خودشان سه پا مردند و می توانند حتی سه الی چهار مرد بی کار را هم خرجی بدهند و با این اوصاف دیگر زیر بار ازدواج نمی روند اگر هم  بروند شوهر طرف     محسوب می شوند ، نه زن شخص 

اینها اگر راهی داشته باشد ، زائیدن را هم به مرد ها واگذار می کنند و خود را پاک از این قضایا راحت می کنند ؛ در جامعه ای که مردهای آن فرتوط  و  نفله  و درب و داغون شده اند و زن های آن جامعه شاداب و سر حال و ترگل و ورگل  هستند باید فاتحه آن جامعه را خواند.

دیگر غالب مردهای ما ، باب میل وطبع زنهای  ما نیستند ، ماهواره هم که در منازل مردم غوغا می کند ؛ عده ای هم از مرد های ما فقط اسم مرد را با خود یدک می کشند ، اصلا در وجودشان ذره ای مردانگی نیست ، لاابالی شده اند و بی غیرتی را به حدی رسانده اند که در حضور اهل و عیالشان ، فیلم ها و تصاویر منافی با عفت و مستهجن را با لذت نگاه می کنند ، غافل از این که اولین ضربه ای سهمگین آن به خود ایشان می خورد و زنشان با دیدن مرد های خارجی بی درد و پفیوس و قیاسشان با شوهر خودش از ادامه زندگی با او دلسرد می شوند و هوس مرد خارجی می کنند و

داداگاه ها چه حقوقی و چه کیفری ، نود درصد از این خاطر شلوغ شده ، چون مرد بیکار و ول معطل ،  به درد جرز لای دیوار هم نمی خورد و چون حس و حالی هم ندارد و دل دماغی نیز برایش نمانده ، طبعا  نمی تواند وظایف زناشویی را هم به نحو مطلوب انجام دهد لذا بی بخار شده و زمام امور از دستش خارج می شود .

عده ای هم از مرد ها به دلیل سه یا چهار شغله بودن و بخاطر  نان  به نرخ روز خوردن ،  دیگر رمقی برایشان نمانده و از خستگی و بی حالی به خانه نرسیده از حال می وند و رشته زندگی و مدیریت را کمپلت به زن ها واگذاشته اند  و رسما  حمّالی بیش نیستند ، چون هر قدر  می دوند باز هم نمی توانند شکم اهل و عیال خود را سیر کنند دیگر چه رسد به این که بخواهند در میان خانه و خانواده خود  مدیریت هم بکنند

داخل خیابان ،  از هر صد نفر که در حال تردد هستند ، هشتاد نفر از  آنها زن هستند و در هر ساعت از شبانه روز این موضوع مشهود است چه کله سحر و چه نصف شب ، چون مفت می خورند و مفت می گردند و هیچ غم وغصه ای هم ندارند و هر چی هم پول به دستشان می رسد خرج عتینا می کنند و در مقابل ایشان  مرد ها قرار دارند که ، عده کمی در مشاغل طاقت فرسا با حقوق پایین مشغولند  و بسیاری نیز بی کارند و برای گذران امورات به قهوه خانه ها و قلیان فروشی ها پناه برده اند تا از مظان اتهامات دوری کنند و وقت خود را بیهوده پی سر می کنند و سرمایه جوانی را مفت و مسلم به تاراج می دهند ؛

ما با حضور این موجودات در اجتماع مخالف نیستیم خیلی وقت ها هم  در پاره ای از امورات  کاری به درد می خورند  و لی آنقدر حضورشان در همه صحنه ها پر رنگ شده که رنگ مرد ها را از رخساره جامعه برده اند ؛

باید در این چنین جامعه ای که اکثریت شیعه هستند ، اولویت کار بیرون از منازل با مرد ها باشد و فقط در مشاغل خاصی و آن هم با شرایط بسیار خاص از زنها استفاده شود

در شرایطی که مرد بی کار در جامعه زیاد است و شغل مناسب مرد ها هم در تمامی ادارات وجود دارد  ؛ چرا در ادارات ، باید درب هر اتاقی را باز می کنی حد اقل سه چهارم افراد شاغل در آن  اتاق زن باشند ؟

اصلا چرا باید همه منشی های ادارات زن باشند ؟ بخصوص ادارات دولتی مثل قوه قضاییه و سایر قوا و سازمانهای زیر مجموعه آنها ؟

مگر مردها نمی توانند منشی گری کنند ؟

حلا اگر کاری مثل تایپ کردن باشه ، خوب زنها بهتر انجام می دهند ؛  ولی کارهایی مثل پیگیری پروندها  و بایگانی و مدیر دفتری و کارشناسی و مدیریت و خدمات و فضای سبز و فروشندگی وغیره که کلا کار های مردانه هستند 

وقتی مرد بی کار در جامعه داریم و ضمنا تحصیلات این کار ها راه هم دارد چرا باید ول بچرخد و یک زن جای او را در این ادارت غصب کند ؟

زنها باید بیشتر به سمت مشاغل آموزشی و پرورشی در تمامی علومی که تحصیل کرده اند  و مراکز علم آموزی سوق داده شوند و نیز در حوزه های پزشکی هم خوب است از ایشان بهره برداری شود .

و بعد از پانزده سال خدمت ، آنها را باز نشسته کنند ،  تا یکمی هم زن گری برای اجتماع وهمسر داری برای  شوهر های بیچاره و مادری واقعی برای  فرزندانشان بکنند  که مثل بره های مادر گرگ خوده در این گله رها شده اند و سرا پا کمبود عاطفه هستند و در مهد های کودک و آغوش پدر بزرگ ها و مادر بزرگهای از کارو کرم افتاده و بی حوصله به دنبال ذره ای مهر مادری و گرمای واقعی می گردند

اما زن ها در ایران از چنان آزادی بر خوردار شده اند که در هیچ کجای دنیا و هیچ بندی از مفاد قانون حقوق بشر شاهد آن نیستیم ؛ ادعای مردی دارند ، تا جایی که توانسته اند تمام مشاغل آزاد و دولتی را قبضه کنند و پاک زاد و ولد و تربیت فرزندان وخانه داری و  سنگر بانی  را رها کنند ، بابا جان ؛  دیگر دامنی نمانده که بشود از آن به معراج رفت ؛برخی   آنقدر وقیح و پررو و چشم سفید  و دریده  شده اند که دیگر دامن نمی پوشند و روز به روز لخت و پتی  تر می شوند ،  البسه هایی به تن می کنند که مرد شرمش میاد در انظار آنها را بپوشد ،  واقعا غیرت ما مرد ها دست مریضاد داره ، این ها زنهای خارجی نیستند ، مادر های ما ، خواهر های ما ، زن ها و دختر های ما هستند که روز به روز دارند گوگوش تر می شوند ، بزاق دهان بر مزار پدر کسی که مسلمانی  و شیعه بودن را فقط یدک می کشد و به اصول آن عمل نمی کند و اهل و عیال خود را امر به معروف و نهی از منکر نمی کند 

در نامه ای از حضرت علی علیه السلام خطاب به مردم عراق و در مذمت ایشان آمده ،  که آن حضرت از اینکه خبر دار شده  بود در کوچه و بازار عراق زنهای عراقی  بی بند و بار بیرون می آیند و تنه به تنه مردها می زنند و

حضرت خطاب به والی آنجا نوشتند  : خدا لعنت کند آن مردی را که غیرت ندارد و بعد هم کلی موعضه فر مودند و

ما خودمان باعث شده ایم این وضعیت پیش بیاید؛

باید زنها با شرایط فوق العاده خاص و فقط در مشاغل زنانه خاصی جذب شوند و زیر پوشش هر بیمه ای که قرار می گیرند ؛  اعم از کشوری و لشکری و یا تأمین اجتماعی ؛ باید  نصف روز کار کنند و پانزده سالگی هم با پانزده روز حقوق   ایشان را بازنسته کنند و در سال ،  پانزده روز مرخصی استحقاقی بروند و نیز تمامی مزایای ایشان  ، نسبت به مزایایی که به مرد ها می دهند نصف شود و کاری هم که انجام می دهند نسبت به کاری که مردها انجام می دهند نصف شود ، چه به لحاظ ساعات کاری و چه به لحاظ سختی کار و کلا اگر ضعیفه هستند ضعیف هم کار کنند و ضعیف هم حقوق بگیرند  تا راحت تر زیر بار زندگی فطری و انسانی بروند و با تمامی قوا با مرد ها  تعامل کنند 

وقتی خداوند در قرآن کریم ، اینها را نصف مرد ها شناخته و نیز  عالم بزرگ  فقه شیعه  شیخ محمود شبستری در کتاب گلشن راز خود ،  که به تازگی هم به قلم عالم بزرگ الهی قمشه ای تدوین شده و  در مقام نصیحت و خطاب به مریدان خود می نویسد {{ زنان چون ناقصات عقل و دینند     ****     چرا مردان ره ایشان گزینند  ؟   }} و این   بی حکمت نیست ،  اگر همه جوره زن ها  بامرد ها  برابر شوند ، این وضعیتی پیش می آید که الآن شاهد آن هستیم ، دختره ، اولا که زیر بار شوهر کردن نمی رود تا به سن نه نه بزرگ من می رسه ، وقتی هم که از روی مصلحتی می خواهد شوهر کند ، اولین شرطی که می گذارد این است که باید کار کنم  ، حالا حالا ها بچه دار نمی شوم - درس هم اگر بخواهم بخونم باید هزینه اش را تو که شوهری بدی هر کجا که می خواهم باید خونه بگیری -  حق طلا ق و بلاغ و چلاغ و الاغ و ملاق ... را هم باید به من بدهی تو خونه هم اگه ریاست کنی و بخواهی شوهر بازی  در بیاری و غیرتی نشون بدی و منو از آمد و شد هایی که دارم منع کنی دمت  می گیرم مثل سگ از خونه پرتت می کنم بیرون 

مهریه من هم یکهزار دویست و ........  سکه تمام بهار اسیری به نیت سالروز تولدم که اگر کوچکترین خر بازی در بیاری اون را هم می گذارم اجرا تا همه جوره حال شو ببری و خودتو از بیچارگی حلق آویز کنی شوهر عزیزم ؛ ضمنا شام و نهار و روفت و روب و پخت و دوخت و سایر کار های منزل هم با تو است و من به عنوان زن در اسلام نباید حتی دست به سیاه و سفید بزنم اگر هم کاری بکنم در جا باید مزدشو به نرخ روز حساب کنی و بدهی و پسر های حالایی هم که با گونی سیب زمینی فرقی نمی کنند و اصلا در وجودشان مویرگی هم از مرد های نسل قدیم به ارث نبرده اند ، تمام این شرایط خفت بار را قبول می کنند و آبروی هرچی مرد و نامرد ه را یک جا برده اند با این زن گرفتنشان ؛

دست آخر هم چون پسره در سن 40سالگی زن گرفته و دختره هم در سن 35 سالگی شوهر کرده (  تمایلی هم نداشته به موقع بچه دار بشه ) یا اصلا دیگه بچه دار نمی شن یا اگر هم بشن بچه پیرزا و کودن به دنیا می یاد و نسل های بعدی عمرا دیگه ابوعلی سینا و دکتر حسابی و دکتر چمران و  غیره به خودش نمی بینه 

باید یک فکر اساسی کرد

ضمنا حالا که این نسل از زن  ها در خانه ماندن و رسیدگی به امورات منزل (خانه داری ) و شوهر داری اسلامی و تربیت فرزند و غیره را عار می دانند و کسر شأ ن تلقی می کنند و خیلی طالب کار بیرون  از منزل هستند

دولت و مجلس باید طرحی تصویب کند که هر کدام از زن ها ایران که تحصیلات دانشگاهی خود را به پایان رسانده اند در هر دانشگاهی وهر آموزشگاه عالی که در خوانده اند  ، قبل از تحویل دانشنامه ایشا به ایشان

آنها را دولت به خدمت سربازی و به ارگانهای دولتی اعزام و همانند مرد ها دو سال برای نظام اسلامی و جامعه با حقوق سر بازی  کار کنند  و برا ی رعایت حال ایشان در نزدیک ترین مراکز دولتی به محل زندگی شان مامور به خدمت شوند  و از ساعت 7 صبح لغایت 14 ظهر کار کنند  و بعد بروند خانه ...

بعد از پایان خدمت سربازی ، مثل مردها به ایشان کارت پایان خدمت وظیفه عمومی بدهد و با آن کارت بروند و دانشنامه خود را که نزد دانشگاهها بلوکه شده آزاد کنند و تحویل بگیرند و آنوقت اگر خواستند بروند سر کار و در ادارات کشور استخدام شوند

اگر بخواهم بیش از این ادامه دهم این مثنوی  پایانی ندارد لکن دیگر ادامه نمی دهم و از خداوند می خواهم به دل مسئولین بیاندازد تا زنها و افاغنه را از سطوح مختلف مشاغل جامعه جمع کنند و سر جای خودشان بنشانند بلکه شغل فراوان شود و جوانان بی کار سر کار بروند و ازدواج کنند و سیاست تک فرزندی و غیره از این ملک رخت بربندد و  ایران و انقلاب  از خطر پیری زود رس در امان بمانند 

اصلا این یک قاعده کلی است ؛ هر کجای زمین که شرایط بیو لژیکی به لحاظ خورد و خوراک و لونه و آشیونه و ...  مطلوب باشد نسل تمامی حیوانات آن منطقه رو به زیاد شدن می گذارد و منقرض نمی شود بلکه اصلاح نژادی هم روند مطلوب تری به خود می گیرد و

انسان ها هم از این قواعد مستثناء نیستند و اگر اوضاعشان خوب باشد و بتوانند خوب بخورند و خوب بپوشند و نگران مسکن و ... نباشند ، زود نسلشان زیاد می شود و اگر با برنامه ریزی دقیق و حساب شده باشد هیچ وقت آرامش در جامعه ایشان از بین نمی رود حتی اگر جمعیتشان به میلیار برسد

 

 


برچسب‌ها: زن, مرد, حقوق, استخدام, غیرت, سربازی, اسلامی, جامعه, نظام
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1391ساعت 8:30  توسط حمید محمدی مزوشی  |