بسم الله الرحمن الرحيم

        ازدواج اصولي و منطبق با فطرت بشري ، دستور صريح خداوند در کتب آسماني ، تأکيد رسولان خداوند در تمامي اديان الهي  و  رکن اصلي تداوم  بقاي انسانيّت
 با توجه به اين که آدمي ، مدني الطّبع آفريده شده ، لذا جهت رسيدن به مدنيّت ، بايستي راه اصولي و مستقيم را طي کند

و اولين قدم در اين راه ، ساخت ابتدايي ترين و کوچک ترين اجتماع مدني ، به نام خانواده ميباشد .

در نگاه اول پي مي بريم که يک نفر به تنهايي ، خانواده را تشکيل نمي دهد بلکه لازمه اين کار شراکت اراده دو نفر  انسان  نا هم جنس { مذکر و مونث } هم فکر و هم راي با هدفي مشترک ، است  که با تبادل افکار و عقايد خود و در صورت رسيدن به نقاط مشترک و مطلوب و طي انجام يک سري اعمل و آيين خاص  در هر قومي اين بناي ابتدايي شکل  مي گيرد .

متأسفانه به تازگي در غرب معدود افرادي پيدا شدند که همين اصول اوليه آدميت را نيز  زير پا مي گذارند و در پي ترويج  عمل شنيع و ناهنجار همجنس گرايي هستند. و بشر تا  کنون هيچ حيواني را مشاهده نکرده و سراغ ندارد که اين راه را رفته باشد ؛ و قطعاً در اين مورد جامعه بشريت در بهت و حيرت فرو رفته .

به هر حال روي صحبت اين  مقال با آدم ها ست و نه با حيوانات آدم نما

چون تطبيق عقايد تمامي جوامع بشري با هم  کاري غير ممکن و عبث مي باشد لذا ما با دنياي خارج از  کشور ايران کاري نداريم .

روي صحبت با ايراني ها و بخصوص با مجردين ايراني ،  که هنوز  به استقلال نرسيده اند و دين خود را کامل نکرده اند است .

آقا پسر ها و دختر خانم ها

اگر هنوز ازدواج نکرده ايد و يا قصد اين عمل خدا پسندانه را که خير و سعادت دنيا و آخرت شما در گرو آن است نداريد ؛

خوب فکر کنيد ، شما با مجرد بودن ، نه تنها راه تکامل  و  خوشبختي را طي نمي کنيد بلکه در سرا شيبي سقوط و تباهي گام مي زنيد .

چشمان خود را باز کنيد و بدون مشورت وشناخت دقيق موقعيت و شخصيت طرف مقابل ، شراکت را آغاز نکنيد ،

فرصت خود شناسي و ديگر شناسي را در ابتداي آشنايي و در چهار چوب منطق و عقل به يکديگر بدهيد ،

از ارتباطات پنهاني و غير علني جدا پرهيز کنيد زيرا آن کس که هدف و نيّتش خير باشد از آشکار شدن ارتباط نزد ؛ خانواده ها و بزرگ تر هايتان ، وحشتي ندارد .

در مورد زندگي  مشترکتان جهاني فکر کنيد و منطقه اي عمل کنيد و نه بر عکس .

به هيچ وجه در طول آشنايي و حتي در زندگي مشترکتان ، از روزگار مجردي و رفقا و دوستان و اعمال و رفتار آن موقع خودتان و کلا خاطرات تلخ و شيرين آن زمان و کار هايي که در دوران جاهليت انجام داديد  ، حرفي به ميان نياوريد .

از نشان دادن لوازم شخصي که در زمان مجردي داشته ايد مثل دفاتر خاطرات آلبوم هاي عکس مدرسه و دوستان ، نقاشي ها و ياد داشت ها و  فيلم ها و  ...  که گوياي گذشته شماست و تأ ثيري در آينده ندارند ؛ به طرف مقابل خود داري کنيد ، لزومي ندارد افکار وي را مشوش کنيد و نيز بدانيد  معمولا در ابتداي زندگي  مشترک مشکلاتي به طور طبيعي بروز مي کند ، که  اغلب از روي خامي و بچه گي هر چه از گذشته هم بدانيد بر عليه يکديگر مطرح مي کنيد و باعث مي شويد اختلافات کوچک به چالش هاي بزرگي در زندگي تبديل شوند که حل وفصل آنها ديگر راحت و سهل نخواهد بود ، پس تا مي توانيد از بيهوده گوييي و بيهوده جويي پرهيز کنيد .

نکته مهم تر اينکه  اجازه ندهيد که مشورت با ديگران

به دخالت مستقيم  و  يا غير مستقيم ايشان در  زندگيتان تبديل شود .

حق راي ونظر براي طرف مقابل قائل شويد و از جدل و خود رايي در زندگي مشترک دوري کنيد ،

احترام کليه بستگان  ، فاميل ، و خانواده هم ديگر را نگاه داريد ، تا جايي که  از حسن خلق شما سوء استفاده نکرده اند ، اگر روزي متوجه شديد که از احترامي که براي شخص قائل هستيد ، شخص پا از گليم خود فرا تر مي گذارد و يا متقابل از شما احترام نمي گيري و يا کم محلي و بي توجهي نشان مي دهد ، شما مجاز هستيد عيناً با او مقابله به مثل کنيد و در صورت لزوم قطع رابطه نماييد ، حتي اگر شخص گستاخ  از بستگان درجه يک طرف مقابل باشد .

در يک کلام ، هر کس که شما را در جايگهي که اجتماع برايتان   قائل شده به رسميت نشناخت ، شما هم وي را در هر جايگاهي که هست به رسميت نشناسيد ، تا خود را اصلاح کند

خلاصه اگر مي خواهيد در  دنيا و آخرت خود را بيمه کنيد ، اگر مي خواهيد انسان کاملي شويد ،اگر مي خواهيد ، لذت آدم شدن به معناي واقعي را بچشيد ، اگر مي خواهيد دينتان کامل شود ، اگر مي خواهيد ثروت مند شويد ، اگر مي خواهيد خيرات وبرکات آسماني و زميني شما را در بر گيرند ، اگر آرزو داريد  که  ، آسايش  ، آرامش ، امنيت ، رفاه ، استقلال و آزادي ، هدفمندي و ... را در عمر خود مداوم  احساس کنيد ؛

از همين الآن تصميم جدي به ازدواج بگيريد ، پسر ها به دنبال شناخت و اقدام باشند و دختر خانم ها هم به دنبال نجابت و تطبيق خاستگار خود با معيار هاي انساني باشند ؛ در ابعاد مادي امر  ازدواج به طرف مقابل  سخت نگيريد و ثانياي عمر را غنيمت شماريد ، در ازدواج هر چه سن پايين تر با حال تر ، لذت بخش تر ، شور و اشتياق بيشتر و ...

بابا جان ، يک کلام لب کلام ؛

ازدواج کنيد ، به طريقي که در اديان الهي آمدي و طبق شريعتي که داريد تا از انحرافات و کج روي ها مصون بمانيد ،

البته بعد از ازدواج ، صبر و تحمل و گذشت و فداکاري و احساس مسئوليت و سياست و فن زنداني اصولي و صحيح را نيز فراموش نکنيد ، قطعاً ازدواجي موفق خواهيد داشت .

هميشه در هر حال و هر کجا که هستيد به ياد خدا باشيد و از الله بخواهيد آنچه را به صلاح شماست برايتان مقدر کند .

ممنونم که مطالعه کرديد ، منتظر کارت عروسيت هستم ، هم ولايتي  

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۰ساعت 11:58  توسط حمید محمدی مزوشی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

شهریار جان به ملک دل جا داری


جعفری جان هزار خاطر خواه داری

 
شاعری و تخلصت منصور


عالمی و سه دکتری داری


مشعل پر فروغ علم حقوق


هادی و مرشد و میانداری

 
مایه افتخار دانشگاه


آیت بی بدیل داداری


تو به قرآن و شرع و فقه و اصول


همچو پیغمبرت (ص) وفاداری

<< آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری >>

<< حسن يوسف ، دم عیسی ، ید موسی  داری>>


بی تکلف بگویمت استاد

 
تو به وجه خدا نظر داری

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۰ساعت 13:4  توسط حمید محمدی مزوشی  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

مکن اي جوان پيروي از هوا

ز منکر بپرهيز و بنما حيا

به هر جاي دنيا و در هر مکان

به عرض و سما ، کهکشان و فضا

به تنهايي و خلوت و لحظه ها

چه در آشکارا چه اندر خفا

بود ناظر فعل و گفتار تو

همان مالک يوم دين و جزا

همان ربّ و مولاي خلق زمين

همان صاحب آسمان ها ، خدا

به روز و به هفته ، به ماه و به سال

به هر ثانيه ، ساعت و لحظه ها

به تدبير تقدير اهل زمين

به تعيين و تاييد اهل سما

نه خواب و خوراک و نه مونس نه يار

ندارد چو ما ، او هوس يا هوا

نه زاده شدست و نزايد همي

ندارد نيازي به برگ و نوا

نگردد ملول و کسل چون عباد

نخواهد سرا و غذا و قبا 

بود حّي و قيّوم او تا ابد

نيابد زوال و نيابد فنا

بود نامش الله و ربّ جليل

که ذکرش دهد قلب انسان جلا

خلايق همه عبد و مملوک او

همو مالک و خالق و مقتدا

جوان ، آنچه گفتم ، کم و اندکي

 ز اوصاف او هست ، دقت نما

که اسمش به هر درد باشد دوا

و ذکرش به هر، زخم باشد شفا

چو خواهي که کام تو گردد روا

به ياد خدا باش در هر کجا

نيابي جز او ، هيچ لايق کسي

سزاوار تعظيم و حمد و ثنا

هر آن تاجور، پيله ور ، کامکار

که نشناسد او را تهي و گداست

هر آن مستمند ، بي بضاعت ، فقير

چو بشناخت او را ، در اوج غناست

بدان اي برادر که چون و چرا

نباشد به درگاه ايزد روا

گنه ، معصيت ، صد هزاران خطا

ستم ، ظلم و جور و جفا و ريا

بسي فعل معيوب و نطق گزاف

يالان ، تهمت و غيبت و ناسزا

ببايد بر اين وضع آدم ، گريست

که باشد به محشر عزا در قضا

خدا هيچ با بندگانش نکرد

به جز لطف و بخشندگي و عطا

نخواهد خدا بنده اش را اسير

گرفتار رنج و عذاب و بلا
خدا خواهد اندر ، خوشي ها و رنج

کُند بنده  او را پياپي صدا

نه در وقت سختي به ياد خدا

 و در يوم آشايش از او جدا

خدا گويد اي بنده ناتوان

رها کن غرور و تکبّر بيا

دگر بنده اي که گنه کرده اي

و يا اي بُريده  ز عُمر و بقا

و يا اي ستم ديده اي کز قفا

ز ، نا مردمي خورده اي دشنه ها

چو قلبت شکستست و بي مشتريست

بياور به سودا به درگاه ما

خريدار ، اشک و دل خسته ايم

خريدار ،  نجوا  و  آه  و  دُعا

الا بنده اي کعهد بستي بسا

شکستي و بازآمدي نادما

نگه دار عهد و نکن ناکسي

چو عهدي ، نمودي ، به آن کن وفا

و گر تو به اخلاص در راه ما

کني ، بي ريا  جان خود را  فدا

به گوش تو آيد ز عرش برين

فرح بخش و جان بخش ، صوت و ندا

شهيد ، شده کشته در راه  حّق

مبارک تو را جنّت با صفا

گوارا تو را بهره از خوان حق

که گرديده خالق ز دستت رضا

بدان اي جوان کو سريع الرّضاست 

همو صاحب فضل بي مُنتهاست

ولي هر کسي کز خدا شد جدا

نمودش به چنگال غفلت رها

تو هم تا جواني و پاکي بيا

بزن دست در دامن کبريا

که توبه به پيري ندارد بها

و آندم ، که اُفتي به کام بلا

خدايا حميد ، عبد و مملوک توست

تو کردي  و  را عاشق  و مبتلا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر ۱۳۹۰ساعت 10:30  توسط حمید محمدی مزوشی  |