|
بسم الله الرحمن الرحيم
متاسفانه در سه سال اخير شاهد کاهش سن جنايت کاران و بزه کاران در مملکت هستيم به طوري که اکثرا بين دوازده تا هجده سال سن دارند و اين موضوع واقعا درد ناک است . فرزندان نسل سوم به بعد ما ، بسيار آسيب پذير ، زياده خواه ، نا صبور ، بي ادب و جري بار آمده و اصلا به فنون زندگي آشنايي ندارند . فوق العاده پرخاشگر ، خود سر ، پر رو ، وقيح و گستاخ شده اند ، حرمت شکني از ديد ايشان قبيح نيست و شايد هم آن را ارزش مي دانند ، خوانواده ها از اين نسل به ستوه امده اند ، نظام آموزشي هم ، از پس تعليم و تربيت صحيح ايشان به درستي بر نمي آيد ، دستگاه انتظامي و دستگاه قضايي کشور ، هشتاد درصد وقت خود را صرف کنترل اين بچه ها مي کنند ، با اين حال روز به روز شاهد افزايش جرم جنايت و جنحه و خلاف در سنين بسيار پايين هستيم . تا آنجا جسور شده اند ، که والدينشان از آنها وحشت دارد ، آموزگار و معلم و مدير و ناظم و دبير و اساتيد دانشگاهي هم ، از اين نسل ، مي ترسند و جلو ی ايشان لنگ انداخته اند ، از هيچ کس حساب نمي برند ، با اين وضع ، آينده اي وخيم در انتظار ماست ، صفا و صميميت و مهر و محبت و عاطفه و نوع دوستي و احترام به والدين و معلم و بزرگ تر ها و ... از بين مي رود . آنها در مسائل اعتقادي هم ،ضعيف هستند ، تنبلي و راحت طلبي را ، پيشه خود کرده اند ، تا پدر و مادر زنده اند بايد اين بچه هاي لوس و ننر را ترو خشک کنند و به ايشان همه جوره سرويس مي دهند ، بدون اينکه مسئوليت پذيري را درک کنند و نمي گذارند آب دل دل اين نسل تکان بخورد و در عوض فرزندان ، ايشان را همواره آماج اهانت ها و ناسزا ها قرار مي دهند و نه تنها نمک نشناسي مي کنند ،بلکه اغلب اگر پا بدهد ، پدر و مادر خود را هم کتک مي زنند ... مي خواهند راه صد ساله را يک شبه و بدون زحمت طي کنند ... چه دختر و چه پسر این نسل ، هیچ کدام گوششان بده کار زندگی نیست ، اصلا وقتی از رسانه هایی مثل تلویزیون ،کلماتی مثل پدران و مادران آینده را می شنویم و بعد ذیل این الفاظ تصاویر جوانان این نسل از خودمان را می بینیم ، متوجه می شویم که به ریخت این ها نمی خوره که همچنین مسئولیت مهم فطری را بتوانند عهده دارد شوند و به نحو مطلوب از پس آن بر آیند ... آدم نمی داند بخندد یا گریه کند به حالشان ؟ حجاب ؛ مضحک به نظرشان می آید و کلا مذکر و مونثش ، حجاب گریزند ، در یک مملکت اسلامی چطور شده که در کوچه و خیابانش رایحه اسلامی بودن ، کمکم دارد جای خود را به بوی تعفن الگوی شبه تعالی غرب گرای لا قیدی می دهد ؟ دختره موقع شوهر کردنش شده ، هنوز بلد نیست چادر را درست سرش کنه ، یادش ندادند رویش را محکم بگیره ، با نامحرم دست می دهد ، حیا و عفت و عصمت و خجالت شرم و ...نخورده قی کرده اند ... پسره نمی فهمم ناموس یعنی چه ، می گه همانطوری که من حق دارم با هر دختری که می خواهم مصاحب و مباشر بشم به خواهرم هم حق می دهم با هر پسری که دلش می خواهد خلط و آمیزش داشته باشه و این طرز فکر را روشن و مطابق با حقوق بشر می دونند ، اصلا هر چی بیشتر به سواد کلاسیک ایشان اضافه می شود از شعور و فهمشون کم می شه ، بابا حیوان هم نسبت به هل و عیالِ نسبی و حسبی خودش ، یه تعصبی داره ، من نمی دونم اینا چه موجوداتی هستند ... مام میهن ، داره مار در آستینش پرورش می ده ... عده ای شون که وقاهت را از حد گذرانده اند ، در تمام محافل و مجالس ، اصول و اعتقادات را به استحضاء می گیرند و هر گ... نپخته ای که می خواهند به اسم آزادی بیان می خورند ، یک نفر هم نیست یه امر به معروف خوشک خالی بکنه ، یه رویی به این ننر ها ترش کنه ، بابا به قول مرحوم حاج شیخ احمد کافی ( روحش شاد ) میگه جوونه هنوز نمی دونه الف گرد یا درازه اونوقت ... پسر و دختر را به نکاح هم در می آورند ، در حالی که هیچ کدام از آنها با وظایف ابتدایی زندگی متأهلی آشنا نیست ، صبح که پا می شن نمی دونند آن روز و چه کاره اند ، یلخی و بی برنامه بار آمدند ، پسره نمی تونه تُمّون خودشو بالا بکشه ، شده شوهر ، بابا ... دختر ه آنقدر بی عرضه است که آشپزی بلد نیست ، نمی تونه سبزی پاک کنه ، دوخت و دوز به عمرش نکرده ، یکدفه به خودش میاد میبینه شده زن خانه ، مادر ... بعد یه مدتی هم که به تیپ و تریپ هم می زنند و میرن سر خونه اول ، طلاق و گیر و کش و گور به گوری ... دست آخر هم دیگه زیر بار زندگی آدم وار نمی رن و مجردی طی می کنند و به عدد مفسدین فی الارض در این مملکت اضافه می کنند و یکی دو تا هم مثل خودشو نو ، رو دست اجتماع می گذ ارند ، که اونها را هم باید ، دولت و ملت تاوانشون رو بدهند ... مسلن زاده ! ، شیعه زاده ! این طوریش نوبره والاّ " اگر هر کدامشان دو روز دور از پدر و مادر باشند ، گ... و شا... قاطی می شه ، از بی عرضه گی و عدم اعتماد به نفس و گشنگی میمیرند ... نمی توانند از پس امورات شخصی خودشان بر آیند ، دیگر چه رسد به این که دردی از دیگری دوا کنند و جامعه را بسازند ... << میشی که برای خودش پشم نمی کنه چه توقعی داریم که برای اسلام و مسلمین کشک کنه ؟ >> در کل ، وقتی با دقت نگاه می کنی ، می بینی در این نسل انسانیّت ، رو به زوال نهاده و جایش را به بی تفاوتی و بهیمه بودن داده ( خوردن و خوابیدن و هم دیگر را تکه پاره کردن ) و فکر و ذکرشان حول و حوش مسائل جنسی دور می زند ، از غرب فقط اینشو الگو قرار می دهند .... آن بی شرف های اونور آبی هم ، از هیچ اقدامی برای منحرف کردن سرمایه های انسانی ایران کوتاهی نمی کنند ... چطور بايد جلوي اين فاجعهء رو به رُشد را گرفت ؟ ۱-عقيده دارم که اولين گام را بايد سيستم آموزش و پرورش کشور بر دارد ؛ با افزايش ساعات آموزشي به صورت تمام وقت ( هر دانش آموز هم صبح کلاس برود و هم بعد از ظهر ) مدارس اعم از دولتي و غيره با حوزه های علمیه تعامل جدّی کنند و در هر محل آموزشی اعم از مدارس و دانشگاه ها حتما به صورت تمام وقت از حضور رو حانيون ( چه مرد و چه زن ) بهره مند با شند و در مقاطع بالاتر ، دروس انساني و ادبي را جهت تدريس به رو حانيون ،تفويض کنند ؛ بگذارند تا این نسل هم همانند نسل های قبل با ایمان بار بیاید و با علما دینی اُخت شوند ... ۳- به برگزاري نماز جماعت در اول وقتِ آن بخصوص نماز ظهر در مدارس و دانشگاه ها تاکيد شود ، بخصوص در مقطع ابتدائي . ۴- بايد تا بتوانيم از وقت آزاد اين نسل بکاهيم و از ايشان مسئوليت پذيري و انجام کار مفید بخواهيم ؛ و آنها را همه گونه درگير واقعيت هاي زندگي کنيم . ۵- در آخر لب مطلب اینکه بابا جامعه داره از دست می ره ، بچه های مثل دسته گل ایران دارند زیر پای تهاجم دشمنان اسلام لگد مال می شوند ، (مغازه های قلیان فروشی و سیگار فروشی و قهوه خانه ها و کافی شاپ ها داره روز به روز به تعدادشان اضافه می شود ،پایه رفیق بازی و اعتیاد و جرم و جنایت و هرزه گی از همین مکان های به ظاهر آرام گذاشته می شود ) شما را به خدا هر کس که می تواند این وضعیت را جمع و جور کنه به میدان بیاید ، دیگر تحمل جایز نیست ؛ خدا را شکر صدا و سیما ظرف این مدت اخیر ، پُر توان ظاهر شده و خوب توانسته از پس تهاجم فرهنگی بر بیاید و انشاء الله بعد از این هم به توان خود بیافزاید . دست و بال پلیس هم در این سال هایی که گذشت روز به روز بسته و بسته تر شده و با قوانین تحدیدی ، ابتکار عمل را از نیروی انتظامی سلب کرده ایم و در این میانه به مانند مار ی بی نیش می ماند ، که مجرمان و متخلفان از پلیس ، آنگونه که باید حساب نمی برند ... ! چرا ؟ مجرم اگر رُستم دستان هم باشد ، باید با دیدن مأمور قانون ، از خوف خودش را خراب کند ، ولی بر عکس برای مأمور هم خط نشون می کشند و پلیس وظیفه شناس را ، به دستگاه قضایی و بازرسی و پارتی های گردن کُلف در سیستم دولتی و ... تهدید می کنند ... قاطعیت در اجرای قانون و در هر شرایطی ، بسیار از شدّت مجازات مهم تر و بر جامه ثأثیر گذار تر است ، قوه قضاییه بایستی بیش از پیش بر سرعت رسیدگی به پرونده های کیفری بیافزاید و تا شاکی و اجتماع داغ هستند مجرمین را مجازات کند و به طور مداوم در کلیه رسانه ها ، وقایع و اعمال انجام شده را به سمع و نظر مردم برساند ، مخصوصا از طریق تلویزیون و به صورت بر نامه سازی مستند ، مردم را از شگرد ها و دام هایی که سر راشان توسط مجرمان پهن می شود آگاه کنند و انذار و بیم دهند و نیز عبرت آموزی و امر به معروف و نهی از منکر را عمومی و علنی و مستمر در لابه لا ی بر نامه های صدا و سیما داشته باشند . پایگاه های بسیج هم می توانند به نوبه خود ، بسیار موثر وارد میدان شوند ، مسئولین این پایگاه ها به مدارس تحت نفوذ حوزه های بسیج مراجعه و از مقاطع ابتدائی و ... و از میان دختران پسران داوطلب ، تا می توانند عضو گیری کنند و هر از چند گاهی برایشان به طور مستمر و در طول سال تحصیلی ، برنامه های جنبی و پروشی و تربیتی اجرا کنند و انها را فعالانه در برنامه های پایگاه ها و مساجد ترغیب و تشویق به حضور کنند و اردو های آموزشی و تفریحی جذاب با هماهنگی با آموزش و پرورش محلشان برای این نسل ، بیش از پیش تدارک ببینند ، نگذارند این نسل از بی هدفی و بیکاری و برای تفریح به گم نت ها و کافی نت ها و اماکن غیر اخلاقی بروند ... آموزش نظامی هم برای این سنین خیلی جذاب است ، از این فرصت هم می شود استفاده مطلوب و به غایتی برد ، ( آموزش سلاح شناسی تئوری و عملی و ...) به امید روزی که نونهالان ، نو جوانا و جوانان ای مملکت با برنامه و هدف مند پا به عرصه اجتماع بگذارند و بتوانند خودِ واقعی خودشان را بشناسند ، انشاء الله .
..... .... برچسبها: قوه قضاییه, نیروی انظامی, بسیج, دولت
+ نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۹۱ساعت 17:31  توسط حمید محمدی مزوشی
|
وقاحت و پستي را به اوج خود رسانده اند ؛
از نجابت و انسانيت ما سوء استفاده را کرده و هر غلطي که مي خواهند مي کنند ؛ آدم نمي داند از اين درد به کجا شکوه ببرد به عزيز ترين اولياي خداوند در برابر جمعيت ميلياردي مسلمين جهان توهين مي کنند .... ناموس دهر را بي حجاب جلوه مي دهند .... از مسلمانان ، کشتار و نسل کشي مي کنند .... قرآن آتش مي زنند ، همينطور .... کاريکاتور مي کشند .... ديگر کاري نبوده که بتوانند بکنند و فرو گذارند.... تحمل ذلت تا کي ؟ تا کجا بايد مدارا کرد ؟ اين بي شرف ها که شرف اسلام را هم دارند به بازي مي گيرند" ما در عوض به اعتراض و راهپيمايي و تظاهرات نمادين اکتفا مي کنيم ؛ چرا ؟ مگر خداوند راضي مي شود که مسلمان ؛ پاسخ تعدي و تعرض را با مسامحه و کرنش بدهد ؟ آنها دانشمندان ما را در خاک خودمان با اعلام قبلي و در مدت دو سال يکي بعد از ديگري شهيد مي کنند .... چطور ما نمي توانيم ، خائنين و مرتدين ، متعرضين به ساحت اسلام و مسلمين و جنايت کا راني را که بعد از ارتکاب اعمال شنيع و قبيح به خارج پناه مي برند در هر کجا هستند يافته و نابود کنيم تا درس عبرتي براي دنيا شوند .... اگر ، رُ شدي ملعون را بلافاصله بعد از غلطي که کرد ، گور به گور مي کرديم ، الان شاهد اين گُ... خوري ها نبوديم .... خدا لعنت کند کسي را که در راه اهانت به اسلام گام بر مي دارد و خدا لعنت کند آن کسي که حاصل فعاليت کفار را نظاره مي کند و ديدن آن را به ديگران توصيه و يا در اختيار ديگران قرار مي دهد تا آنها هم که نديده اند ببينند و با اين کارشان باعث گسترش موج توهين مي شوند و اين در اصل کمک به رسيدن دشمنان اسلام به هدفشان است .... مسلمان ، اگر واقعا مسلماني ، تا آخر عمر هر گاه پيشنهاد ديدن يا شنيدن امور منافي با اسلام ، به تو شد ، بي درنگ آن را تحريم کن و حتي يک لحظه هم توجه نکن تا شيطان را از غصه به خود ، همانند مار زخمي بپيچد و اگر چنين کني مطمئن باش به مقام اولياء الله نائل مي شوي .... گواه اين موضوع ، سرگذشت عبرت آموز ، حضرت آيت الله العظمي ، علامه محمد تقي جعفري رضوان الله تعالي عليه مي باشد .... در کل از مسلمانان سر تا سر عالم ، تقاضاي برخورد انقلابي با وقايع فوق دارم و مي خواهم به خود بيايند و راضي نشوند عده اي حرامزاده و ابليس فعل ، پيامبرمان و خواندان مطهرش را آماج توهين ها قرار دهند .... مسلمانان ، متعدي و متعرض ، به اعتقادات و نواميس و جانهايشان را رها نمي کنند تا آزادانه در زمين راه بروند و به اعمال ننگين خود ادامه دهند .... حلقوم توهين کننده به پيامبران (ص) و ائمه معصوم (ع) ، را بايد دريد .... مسلمان ، هر کجا هستي ، فقط از خدا بترس و دين خدا را با تمام هستي خودت ياري کن که اگر غفلت کني به سرنوشت اصحاب اخدود ، دچار خواهي شد و هستي خود را از کف مي دههي در حالي که در خود را مظلوم و اسير در چنگال وحوش انسان نما خواهي ديد ف پس غفلت نکينيد و آنچه از نيرو و توان که براي حفظ دين لازم است را همواره ذخيره و مهياي بهره برداري کنيد .... برچسبها: پيامبر, پيامبران, معصوم, اسلام
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۱ساعت 16:32  توسط حمید محمدی مزوشی
|
بسم الله الرحمن الرحیم
با نهایت تأسف و تأثر به اطلاع عموم می رساند ؛ مزوش در روز هایی که گذشت باز هم شاهد از دست دادن احدی از اهالی خود بود ، و در ماتم یکی دیگر از حامیان خود سوگواری نمود ، مرحوم مغفور ، شادروان ، حاج علی آقای یوسفی مزوشی در طول دوران زندگی خود هرگز دست از حمایت های بی دریغ خود از روستای مزوش دربرابر هجمه های بی عدالتی بر نداشت و معتقد بود که مردم این روستا به دلیل خصوصیات منحصر به فرد مزوش نبایستی کوچکترین پول یا باجی را به هیچ کجا پرداخت کنند و همواره از تحمیل زور بر مردم مزوش از ناحیه ادارات و ... بیمناک بود و هشدار می داد ، او از بازماندگان نسل ریش سفیدان و قلندران در این قریه بود ، ملجع حل اختلافات بود و یک وکیل تجربی پایه یک در امورات حقوقی محسوب می شد به نحوی که هر شخصی از اهالی در هر موقعیت بد اجتماعی قرار می گرفت و قدرت خروج از چالش ها را نداشت برای صلاح و مصلحت نمودن به وی مراجعه می کرد و ایشان با سئه صدر و به بهترین راه حل او را رهنما می شد و تا حصول نتیجه پی گیری می کرد بدون کوچکترین چشمداشتی ... فوق العاده سخی و دست و دلباز بود ، روابط عمومی بالای وی باعث شده بود تا افراد بسیاری با او آشنا شوند و از تمامی نقاط برای مهمانی به منزل ایشان می آمدند و از حسن خلق و برخورد خوب او لذت می بردند و به حدی با هم راحت بودند که در منزل وی احساس صاحب خانگی می کردند و همانند حاتم طایی در پذیرایی از مهمان با تمام وجود مایه می گذاشت و با عشق و علاقه پذیرایی می کرد و به تمامی اهل و عیالش توصیه و سفارش موّکد داشت ( مهمان حبیب خداست ) تا بهترین برخورد ها را با مهمان داشته باشند و مردم دار باشند ، غریب نوازی را ترویج می کرد ، اگر به هر دلیلی شخص غریبی به مزوش ورود می کرد و بنا بر هر دلیلی نیاز به ماندن در روستا را داشت ، حاج علی وی را به منزل می برد و در نهایت تکریم از کارش گره گشایی می کرد و نیازش را در حد توان بر طرف می ساخت و او را با دست پر را هی می نمود .... حاج علی یوسفی مزوشی ، ناصح مشفقی بود که به بد هیچ کس ولو شخص ناسپاس و خاطی راضی نمی شد و همیشه اشخاص خام و ناپخته را اندرز می داد ؛ مومن و مقید به اصول و فروع دین بود ، دست تعدی به سوی منافع احدی دراز نمی کرد ، فوق العاده خانواده دوست بود ، به سختی تلاش می کرد و نانی را که از راه کوشش و تلاش بازویی به دست می آمد را به هیچ چیز دیگری به لحاظ مرتبه پاکی برابر نمی دانست ، از تنبلی و تن پروری بیزار بود و اولاد خود را به جد از آن نهی می کرد . با اینکه در روستا بود ولی همیشه به روز زندگی می کرد ، به اخبار مملکتی اهمیت می داد با سیاست هم بیگانه نبود اهل بحث و مناظره های علمی مفید بود از مصاحبت با جوان ها لذت می برد ، دل زنده و سرشار از انرژی بود ، شوخ طبع و نغز مزاج بود و در یک کلام موِّدب بود چه در منزل و چه در خارج از منزل فحش و ناسزا گویی را به شدت تقبیح می کرد ... نسل های قدیم ما خصوصیاتی بارز داشتند و هر چه بنویسم کم است لذا تحریریه ام را با این جمله ختم می کنم ، ارواح جمیع مزوشیها ی با ایمان و خدا پرست شاد و یادشان گرامی ، انشاالله در جوار رحمت حق مشمول غفران الهی شوند . توجه : هر شخصی به هر دلیلی از حاج علی آقای یوسفی مزوشی طلبی دارد و یا خود را به وی بدهکار می داند برای رتق و فتق ، به فرزند ارشد ایشان آقای مشهدی حیدر یوسفی مزوشی رجوع کند .
برچسبها: آقا گل, مزوشی, یوسفی, حاج علی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۱ساعت 9:18  توسط حمید محمدی مزوشی
|
|